
bad e modat ha oomadim ta khodafezi konim az in kharab shode.lotfe doostan enghadr ziyad bood ke sare ye maghale neveshtan maro ye saat nashode filter kardan .shayad hagh dashtan chon weblog e ma siyasi nist hatman nemikhastan daste bandiye mataleb beham bokhore. be har hal azadiye bayan e dige chi mishe kard.asbab asasiyamo jam kardim raftim zire saye dooste khoobam aghaye fahimi
http://www.shahmirzad.info/
check it
نوشته شده در
1389/1/30توسط milad.a.sh
|
نظر دهيد
/blog_content?>

bad e modat ha oomadim ta khodafezi konim az in kharab shode.lotfe doostan enghadr ziyad bood ke sare ye maghale neveshtan maro ye saat nashode filter kardan .shayad hagh dashtan chon weblog e ma siyasi nist hatman nemikhastan daste bandiye mataleb beham bokhore. be har hal azadiye bayan e dige chi mishe kard.asbab asasiyamo jam kardim raftim zire saye dooste khoobam aghaye fahimi
http://www.shahmirzad.info/
check it
نوشته شده در
1389/1/30توسط milad.a.sh
|
نظر دهيد
/blog_content?>

غار
دربند بزرگ ترین غار استان است که در 21 کیلومتری شمال سمنان و سه
کیلومتری جنوب شهمیرزاد واقع شده و مشرف بر دره سرسبز و خرم دربند است.
این غار، درکمرکش کوه سنگی زیبایی به نام لهرد رو به مشرق قرار دارد و دره
وسیع و سرسبز دربند در زیر آن گشترده شده است. مدخل غار به عرض 75/2 متر
و ارتفا ع آن 35/1 متر است. پس از عبور از دهانه و مدخل غار، وارد دالانی
به طول 24 و عرض متوسط سه متر می شویم. این دالان، دهانه غار و تالار غار
را به هم متصل می کند. انتهای دالان به تدریج كوتاه می شود، تا این که به
دهانه ای به ارتفاع 80 سانتی متر می رسد، پس از عبور از دهانه مذکور وارد
غار می شویم. وضع داخلی غار نسبتأ ساده و بدون پیچ و خم است. فضای غار به
صورت تالاری بیضی شکل است به طول 91 متر كه عریض ترین قسمت آن 36 متر و
بلند ترین نقطه سقف آن 20 متر است. ساختمان غار از نظر زمین شناسی مربوط
به دوران سوم و از نوع سنگ های رسوبی است که به مقدار فراوان آهک و املاح
دارد و از این رو، سراسر آن پوشیده از ستون های بزرگ و زیبای استالاگمیت
(چکنده) و استالاگتیت (چکیده) است و از این نظر، از زیبا ترین و تماشا یی
ترین غارهای ایران به شمار می رود. بلند ترین ستون استالاگمیت با ارتفاع 2
ا متر وبا قطر متوسط 85/1 متر با زیبایی خاصی در وسط غار بالا رفته است.
آنچه در حفریات وکند وکاوهای غار به دست آمده نشانگر آن است که این غار
متعلق به دوران های مختلف تاریخی است و مربوط به یک زمان مشخس نیست. قدیمی
ترین آثار به دست آمده از این غار مربوط به قرن پنجم هجری و مستتد ترین
آنها سکه طلایی است به خط کوفی که قسمتی از آن شکست و از بین رفته است،
ولی سبک و خط آن متعلق به اواخر سلجوقی و اوایل حمله مغول است. کاسه های
لعابی معروف به گبری، کار مازندران و سفال های بسیار ظرپف، کار گرگان از
صناایع قرن 5-6 هجری قدیمی ترین آثاری است که از این غار به دست آمده است.
این آمار تا دوره قاجاریه به چشم می خورد و چنین استنباط می شود که غار
در دوره های مختلف مورد استفاده قرار گرفته است. در تاریخ ثبت است که در
حکمرانی اسپهبدان طبری در دوره سلجوقیان و جنگ های آنان با اسماعییه که
درنواحی سمنان صورت گرفت،گروهی از ترس به این غار پناهده شدند که آثار به
دست آمده نشان از این سکونت کوتاه مدت دارد. سهل انگاری بازدیدکنندگان،
این شگفتی های کمیاب طبیعت را به ویرانی کشانده است. گروه های متعدد
کوهنوردی و افراد عادی با روشن کردن مشعل، نمای داخلی غار را سیاه و دود
اندود کرده اند که منجر به کاهش جلوه و زیبا یی آن شده است. در این
تخریب، عوامل طبیعی نیز بی تاثیر نبوده است. ستون های عظیم و سنگین و تخته
سنگ های بزرگ که درگوشه وکنار غار پراکنده اند، حکایت از زمین لرزه های
سهمناک دوران های دور می کند. کف غار سنگلاخ و دارای پستی و بلندی های
بسیار است و بر اثر رطوبت هوا قسمت زیادی از آن را گل لغزنده پوشانده که
عبور از آن بی خطر نیست. با این وصف گروه های متعددی از شهرهای دور و
نزدیک در طول سال از این غار دیدن می کنند. این غار از جمله غار هایی است
که در صورت توجه می تواند مکانی جذاب برای ایرانگردان و جهانگردان به شمار
آید.
آدرس :21 کیلومتری سمنان و سه کیلومتری جنوب شهمیرزاد
نوشته شده در
1388/10/21توسط milad.a.sh
|
نظر (5)
/blog_content?>
صادق ملک شهمیرزادی در سال ۱۳۲۲ شمسی در شهمیرزاد بدنیا آمد. تحصیلات خود را تا مقطع لیسانس در رشته باستان شناسی در تهران به انجام رساند. وی با عزیمت به آمریکا موفق به اخذ فوق لیسانس در گرایش باستان شناسی پیش از تاریخ ایران و بین النهرین از موسسه شرق شناسی شیکاگو شد و دکترای انسان شناسی خود را نیز با گرایش پیش از تاریخ از دانشگاه پنسیلوانیا دریافت کرد. دکتر شهمیرزادی علاوه بر شرکت و سرپرستی کاوش های میدانی تالیفات متعددی نیز عرضه کرده است.
گروه : علوم انسانی رشته : باستان شناسی گرایش : پیش از تاریخ والدین و انساب : صادق ملک شهمیرزادی در شهمیرزاد سمنان متولد شد.تحصیلات رسمی و حرفه ای : صادق ملک شهمیرزادی پس از اخذ دیپلم صنعتی از دبیرستان علمیه تهران در خرداد ماه ۱۳۳۹, در رشته باستان شناسی به تحصیل پرداخت.او در سال۱۳۴۳ لیسانس باستان شناسی را با پایان نامه ای تحت عنوان «بین الهرین وعلل بنای زیگورات » از دانشگاه تهران دریافت نمود. سپس به ایالات متحده امریکا رفت و درجه فوق لیسانس خود را با پایان نامه تحت عنوان « Problem of the Gold and Silver Vessels of the Caspian Culture» و همچنین موضوع « Round Houses in the Ancient Near East»در سال ۱۹۶۹ در رشته اصلی باستان شناسی پیش از تاریخ ایران و بین النهرین و رشته فرعی باستان شناسی و هنر مصر باستان را از موسسه شرق شناسی دانشگاه شیکاگو (خرداد ۱۳۴۸) اخذ کرد . پس از آن دکترای انسان شناسی در گرایش پیش از تاریخ را در سال ۱۳۵۶ (۱۹۷۷م) از دانشگاه پنسیلوانیای آمریکا دریافت داشت. عنوان رساله دکترای او « Tepe Zagheh : Asixth Millennium B.C. Village in the Qazvin Plan of central Iranian Plateau» بود. بورس های تحصیلی که دکتر ملک شهمیرزادی از آن بهرهمند گشت به عبارت زیر است: – بورس تحصیلی چهار ساله برای ادامه تحصیل در موسسه شرق شناسی دانشگاه شیکاگو به آمریکا از سال ۱۳۴۳ تا ۱۳۴۷ که از طرف بنیاد فولبرایت اهدا گردید. – بورس ویژه تحصیلی یادنامه کارل هـ. کریلینگ برای ادامه تحصیل در موسسه شرق شناسی دانشگاه شیکاگو به مدت یکسال از ۱۳۴۷ تا ۱۳۴۸٫ – بورس تحصیلات تکمیلی اعضای هیات علمی دانشگاه های ایران برای ادامه تحصیل در مقطع دکترا در بخش انسان شناسی دانشگاه پنسیلوانیای آمریکا ، مشترکاً به وسیله وزارت علوم و آموزش عالی و دانشگاه تهران به مدت سه سال از شهریور ماه ۱۳۵۳ تا شهریورماه ۱۳۵۶٫ مشاغل و سمتهای مورد تصدی : صادق ملک شهمیرزادی از سال ۱۳۶۵ مشاور مجله باستان شناسی و تاریخ در مرکز نشر دانشگاهی بود . همچنین از سال ۱۳۷۲ به عنوان عضو هیئت تحریریه مجله مطالعات آسیای مرکزی و قفقازمرکز مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه با آن مرکز همکاری کرد. درسال ۱۳۷۲مسئولیت گروه فرهنگ باستان شناسی در طرح فرهنگهای تخصصی فرهنگستان زبان وادبیات فارسی را بر عهده گرفت ( این شورا فقط یک بار تشکیل گردید). دکتر ملک شهمیرزادی از سال ۱۳۷۳ تا پایان آذر ماه سال ۱۳۷۴ به عضویت شورای تهیه مدخل های «دانشنامه تهران» وابسته به بنیاد بزرگ فارسی وزارت فرهنگ و آموزش عالی در آمد. وی استاد بازنشسته دانشگاه تهران می باشد. وی از خرداد ماه ۱۳۷۴ به عنوان عضو شورای معاونت پژوهشی سازمان میراث فرهنگی کشور ، به مدت دو دوره دو ساله با آن شورا همکاری کرد. از ماه اکتبر ۱۹۷۱ (مهرماه ۱۳۵۰ تا کنون): Membere of the Scientific Bord of Paleorient , Journal of Centre (National de la Recherch Scientifique (CNRS از ماه ژوئن ۱۹۹۱ (خرداد ۱۳۷۰ تاکنون): Membere of the Scientific Bord of Paleorient, Journal of Centre (National de la Recherch Scientifique (CNRS از ماه نوامبر ۱۹۹۵ (آبان ماه ۱۳۷۴) به مدت سه سال: Active Member of the New York Academy of Sciences
فعالیتهای آموزشی : در مدت سی سال خدمت آموزشی در گروه باستان شناسی دانشگاه تهران ، تدریس دروس کاوش در محل، طبقه بندی سفال و اشیا، طراحی فنی و نقشه برداری و عکاسی، بررسی آثار باستانی، سمینار و ترتیب نمایشگاه، تهیه گزارش مشروح، باستان شناسی و هنر مصر باستان، آشنایی با باستان شناسی، مبانی باستان شناسی فرهنگی، باستان شناسی پیش از تاریخ بین النهرین، باستان شناسی پیش از تاریخ ایران، باستان شناسی آسیای غربی و مصر( این واحد درسی را در دانشگاه های خارج از کشور ارائه کردند)، باستان و فرهنگ ایران باستان (این عنوان درسی رادر دانشگاه هلسینکی ارائه کردند). سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : صادق ملک شهمیرزادی در کاوش های متعددی در داخل و خارج از کشور فعالیت داشتند، از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- شرکت در حفریات مارلیک،به سرپرستی دکتر عزت الله نگهبان در دوران دانشجویی ، سال ۱۳۴۰ – شرکت در بررسی باستان شناسی کرمان، به سرپرستی دکتر ژوزف ر. کالدول ، اسفند ۱۳۴۲ و فروردین ۱۳۴۳ – شرکت در سه فصل حفاری در دیکسون ماند واقع در ایالت ایلینوی امریکا در سال های ۱۳۴۴ (۱۹۶۵ م) ، ۱۳۴۵(۱۹۶۶م) ، ۱۳۴۶(۱۹۶۷م) در دوران دانشجویی و به سرپرستی دکتر ژوزف ر.کالدول. – شرکت در حفاری دکیتور واقع در ایالت ایلینوی آمریکا در سال ۱۳۴۶ (۱۹۶۷) در دوران دانشجویی به سرپرستی دکتر رابرت ه. هال – شرکت در حفاری چغامیش خوزستان، پاییز ۱۳۴۸ ، روسای این هیات عبارت بودند از: پرفسور پینهاس دلوگاز و دکتر هلن کنتور که دکتر شهمیرزادی به عنوان سرپرست بخشی از حفاری در این برنامه شرکت کرد. – شرکت در حفریات هفت تپه خوزستان ۱۳۴۹، ۱۳۵۰، ۱۳۵۱، ۱۳۵۲ چهار فصل به عنوان معاون هیات و به سرپرستی دکتر نگهبان . – سرپرست حفاری تپه سگزآباد واقع در دشت قزوین ۱۳۴۹ و ۱۳۵۰ (دو فصل) به ریاست دکتر نگهبان – سرپریت حفریات تپه زاغه واقع در دشت قزوین، در سال های ۱۳۵۱، ۱۳۵۲، ۱۳۵۳، ۱۳۵۸ (چهار فصل)، رئیس هیات در سه فصل اول دکتر نگهبان و در فصل آخر دکتر مجید زاده بود. – سرپرست هیات در حفاری آزمایشی تپه پوئینک ری، در سال ۱۳۷۴ – انجام بررسی باستان شناسی در منطقه سمنان در سال ۱۳۶۳ – بررسی منطقه «حوضه مسیله» واقع در جنوب تهران نزدیک ورامین آبان ۱۳۷۲ و اسفند ۱۳۷۳٫ – سرپرست حفاری در «آق تپه» گنبد کاووس از ۱۵مهر تا ۳۰ آذر ۱۳۷۹٫ همچنین دکتر شهمیرزادی از امتیازهای علمی زیر استفاده کرد: – بورس مسافرت و بازدید از موزه های اروپا و شرکت در یک فصل حفاری در چغامیش خوزستان از طرف بنیاد فورد تابستان و پاییز ۱۳۴۸ – بورس بنیاد ژاپن به منظور بازدید از موزه ها و مراکز فرهنگی شهرهای مختلف ژاپن به مدت دو هفته در تیرماه ۱۳۷۲ – بورس مشترک دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه ، سفارت جمهوری اسلامی ایران در فنلاند و دانشگاه هلسینکی فنلاند، به مدت سه هفته برای تدریس در دانشگاه هلسینکی. آثار : آثار دوران پارینه سنگی حوضه مسیله در جنوب تهران ویژگی اثر : منتشر شده در شماره اول خبرنامه مرکز تحقیقات و مطالعات ایرانگردی و جهانگردی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، آذر ۱۳۷۲٫۲ اشاره ای مختصر به تحول باستان شناسی در ایران ویژگی اثر : منتشر شده در نشریه اثر شماره های ۱۲و ۱۳ و ۱۴ که توسط سازمان ملی حفاظت آثار باستانی ایران در سال ۱۳۶۵ منتشر شد.۳ اشاره ای بر پیش از تاریخ دامغان ویژگی اثر : منتشر شده در مجموعه بناها و شهر دامغان به کوشش م.م فلامکی ، نشر فضا ، سال ۱۳۶۸۴ انتقال اندیشه : سوسک مصری در دشت قزوین ویژگی اثر : منتشر شده در شماره های پیاپی ۱۳ و ۱۴ نشریه باستان شناسی و تاریخ ، اسفند ۱۳۷۲٫۵ باستان شناسی چیست و باستان شناس کیست ویژگی اثر : منتشر شده در جلد دوم مجموعه مرز پر گهر، نامگانی استاد علی سامی، (۲۸ مقاله در زمینه های باستان شناسی، فرهنگ و ادب، تاریخ و هنر ایران)، به کوشش دکتر طاووسی، ۱۳۷۲۶ بافت روستای پیش از تاریخ زاغه ویژگی اثر : منتشر شده در نشریه شماره ۶ ساختمان آبان ماه ۱۳۶۷٫۷ بررسی طبقه اجتماعی در دوران استقرار در روستا براساس روش تدفین در زاغه ویژگی اثر : منتشر شده در نشریه باستان شناسی و تاریخ ، بهار و تابستان ۱۳۶۷۸ بررسی مطالعات باستان شناسی در ایران ویژگی اثر : منتشر شده در مجموعه مقالات نخستین انجمن واره بررسی مسایل ایران شناسی به کوشش علی موسوی گرمارودی، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وابسته به وزارت امور خارجه ، تهران ۱۳۶۹۹ پیشنهادی برای ترتیب آرشیوی از آثار غیر منقول فرهنگی ویژگی اثر : منتشر شده در نشریه باستان شناسی و تاریخ ، شماره دوم بهار و تابستان ۱۳۶۸۱۰ تاملی در علل جابه جایی استقرارهای پیش از تاریخ در حاشیه کویر در فلات مرکزی ایران ویژگی اثر : منتشر شده در نشریه باستان شناسی و تاریخ، شماره پیاپی ۸و۹ اسفند ماه ۱۳۶۹٫۱۱ تپه زاغه: تحلیلی اجمالی از منازل مسکونی ویژگی اثر : منتشر شده در نشریه باستان شناسی و تاریخ، شماره اول و دوم آبان ماه ۱۳۷۱۱۲ تصویری از پوشش گیاهی و حیوانی حاشیه کویر در ۷۰۰۰ سال پیش ویژگی اثر : منتشر شده در مجموعه مقالات سمینار مسایل مناطق بیابانی و کویری ایران، مرکز تحقیقات کویری و بیابانی ایران، در سال ۱۳۷۱۱۳ سفالهای هزاره پنجم قبل از میلاد میدان باستانی دلازیان سمنان ویژگی اثر : منتشر شده در نشریه اثر شماره های ۱۲و ۱۳ و ۱۴ که توسط سازمان ملی حفاظت آثار باستانی ایران در سال ۱۳۶۵ منتشر شد.۱۴ شهر نشینی و شهر سازی از آغاز تا هزاره پنجم پیش از میلاد ویژگی اثر : منتشر شده در مجموعه نظری اجمالی به شهر و شهرسازی در ایران به کوشش محمد یوسف کیانی در سال ۱۳۶۵۱۵ مروری بر تاریخچه مطالعات باستان شناسی در ایران ویژگی اثر : منتشر شده در شماره دوم نشریه باستان شناسی و تاریخ ، بهار و تابستان ۱۳۶۶۱۶ مسئله سفال خاکستری رنگ در ایران ویژگی اثر : دیباچه ای بر کتاب تهران سه هزار و دویست ساله براساس کاوش های باستان شناسی. نشر فضا ۱۳۷۰۱۷ مقدمه ای بر شهرنشینی ویژگی اثر : دیباچه ای بر کتاب نخستین شهر ، تالیف روث وایت هاوس، ترجمه مهدی سحابی، تهران ۱۳۶۹۱۸ نخستین مورخ ویژگی اثر : منتشر شده در نشریه دانشنامه ، نشریه دانشگاه آزاد اسلامی، سال اول . شماره ۱٫ ۱۳۶۹۱۹ نقش موزه ها در تعلیم و تربیت ویژگی اثر : منتشر شده در نشریه میراث فرهنگی ، شماره سوم و چهارم ، پاییز ۱۳۷۰
نوشته شده در
1388/10/20توسط milad.a.sh
|
نظر دهيد
/blog_content?>
نوشته شده در
1388/10/15توسط milad.a.sh
|
نظر دهيد
/blog_content?>
ضرب المثل شماره 1
سُخَنِک دل رَه خوش دانَ ، خُونِه ر وَیرون............. سخن چین دل را خوش دارد و خانه را ویران
ضرب المثل شماره 2
موقع کار حسن برار، موقع مِزّ حسن دُزّ ........موقع کار حسن برادر است ، موقع مزد حسن دزد
واژگان الف
آسِنک : قصه
اسیّو : آسیاب
اِودا : باهم
واژگان ب
بادَّم : طوفان-بوران
بُرُشتی : ته دیگ
بَرمَه : گریه
نوشته شده در
1388/10/9توسط milad.a.sh
|
نظر دهيد
/blog_content?>
در شمال غربی شهمیرزاد (دامنه خیابان دکتر بهشتی فعلی)یک رشته کوه تقریبا بلند با شیب کم وجود دارد که قسمت کوچکی از باغهای سر سبزبر روی ان واقع شده(این باغها به دلیل کم ابی نهر قلعه در چند سال گذشته از بین رفته است) دژوهل یا قلعه سنگی شهمیرزاد بر بالای این کوه و درکنار باغات میوه و گردو قرار دارد و تمام مصالح به کار رفته در این قلعه از همان کوهی است که بر روی ان قرار گرفته است.(خیابان دکتر بهشتی )به طور کلی این برج دارای دو برج مدور بادیوارهای سنگی است که از انها برای دیده بانی استفاده می شده است احتمالا این دژ در گذشته چهار برج داشته اما امروزه از ان به جز قسمتی از دیوارغربی ودو برجی فوق الذکر چیزی از ان به جای نمانده است.
دژوهل از اثار دوره پیش از اسلام است که امروزه به دلیل مسکونی شدن منطقه اثار به جای مانده از این دژ همه تخریب شده است .ان چه که مسلم است دژوهل یک دژ دیده بانی جهت حفاظت شهر بوده که در گذشته دیواره شمال غربی شهر را کوه تشکیل می داده و همانند دیوار دفاعی مستحکم برای حفاظت از شهر عاملی موثر و ارزنده بود. شهمیرزاد در گذشته منحصر به منطقه پیش کفش(محرم دشت) بوده و (محل مسجد اعظم) دروازه شهر در این محل قرار داشته و درسمت شمال غربی ان دیواره های (کوههای قسمت شمالی خیابان دکتر بهشتی ) طبیعی قرار داشته است در ناحیه رودبار (از میدان امام فعلی و بخش شمالی رودخانه چاکه) زمینهای مزروعی پس از مهاجرت صاحبانشان به شهرها تبدیل به مناطقی مسکونی شدند به هر حال بر روی کوههای شمال غربی استحکاماتی وجود داشته که در محافظت شهر از تهاجم بیگانه یا راهزنان نقش مهمی را ایفاء می کرده اند همان گونه که ذکر شد یکی از این استحکامات قلعه شیخی یا شیخ قلعه بوده که در خط الراس همان کوه(معروف به قلعه دژوهل قرار دارد و مناطق پیرامون این دژ نیز به نام وهل خوانده می شود.
در بازدیدی که از منطقه وهل در تابستان 1373 داشتند اثار چهار دژ به خوبی پیداست سه تای انها فقط به صورت سنگ چین ساخته شده اند که ویرانه های ان هنوز پابرجاست و دژ بزرگ تر و مهم تر با سنگ وملاط ساخته شده و ظاهرا از همان مصالحی که در شیر قلعه به کار رفته در مصالح این دژاستفاده شده است این دژ و دو دژ دیگر همگی در داخل یا کنار منزل مسکونی اقای علی اصغر مقصودی قرار داشته و یک دژ دیگر بالاتر از نهر قلعه و شمال باغ وهل قرار گرفته است
نوشته شده در
1388/10/9توسط milad.a.sh
|
نظر دهيد
/blog_content?>
فرهنگ عامه در مورد شباهت و چگونگی نام گذاری شهمیرزاد مطالب افسانه ای و غیر واقعی گفته اند که به دلیل حفظ این افسانه ها و اقوال آنها را نقل می کنیم:
1-شهمیرزاد خوش آب و هوا دارای مناظر زیبا و دل انگیز محل زندگی و تفرج حکام و شاهزادگان اشکانی مقیم طبرستان بوده است.یکی از این شاهزادگان که در این خطه صاحب فرزندی شده بود به خاطر کودک متولد شده نام این منطقه را (شاه- میرزا- زاده)نام نهاد:و به تدریج به (شه- میرزا- زاده)و(شه- میرزاده و شه میرزاد)مخفف گردید.لازم به ذکر است که در لهجه شهمیرزادی این منطقه را (شامرزا)می گویند که احتمالا کوتاه شده(شاه میرزاده)بوده است.
2- قول دیگر نام قدیمی شهمیرزاد را چهار کوه گفته که دلیل این نامگذاری را محصور بودن این ناحیه در میان چهار کوه دانسته است.
3- این نقل نیز کم و بیش در میان گروهی از اهالی رواج دارد:حاکمی که در دامغان به حکومت و امیری مشغول بوده جهت ازدواج خود یا پسرش گروهی از امیران و فرماندهان سپاه خود را به نواحی مختلف ایران روانه کرد تا زیبا ترین دختران هر ناحیه را انتخاب کرده و به حضور او بیاورند تا او را از میان آنان یکی را به عنوان عروس انتخاب نماید عده ای از فرماندهان که به گیلان و مازندران رفته بودند همراه تعدادی از دختران زیبای آن منطقه(30الی 50 نفر) از طریق سوادکوه و گور سپید و گردنه بشم به شیخ چشمه رسیده و به دلیل خستگی راه مشغول استراحت بودند سواری را دیدند که به آنها نزدیک می شود و فریاد می زند شاه مُرد آزاد به این معنی که شاه مرده است و دختران آزاد هستند آن گروه از فرماندهان چون شهمیرزاد را محیطی زیبا و پر از باغ و آب یافته بودند تصمیم گرفتند با آن دختران ازدواج کرده و در شهمیرزاد بمانند و از آن پس این منطقه را شاه مُرد آزاد و به مرور شهمیرزاد نام گرفت
نوشته شده در
1388/10/9توسط milad.a.sh
|
نظر (1)
/blog_content?>
تعداد مساجد ساخته شده در شهمیرزاد حدود 50 مسجد و تکیه است که این تعداد مسجد ناشی از اعتقاد اسلامی مردم شهمیرزاد میباشد که در ساختن تعدادی از مساجد بزرگ شهر توسط افراد خیر و علاقمند و با مشارکت اکثریت اهالی بنا شده است و یا به طریقی دیگر تعدادی از افراد در هنگام ساختن منازل مسکونی خود با مشاهده این مساله که در کوچه یا محله و منطقه محل سکونت آنان مسجدی جهت انجام عبادت و سایر مراسم عبادی وجود نداشته و ندارد اتاق کوچک یا بزرگی را ساخته و به این ترتیب مساجد کوچک و بزرگ در کوچه ها و محلات مختلف احداث گردیده است
اسامی مساجد و تکایای شهمیرزاد به شرح زیر می باشد:
1-مسجد جامع- خیابان شهید دکتر بهشتی مقابل مقبره شیخ احمد سوسن عطا
2- مسجد اعظم دروازه
3- مسجد مصلی- محله مصلی خیبان دکتر بهشتی
4- مسجد قائم(در مسجد) – مصلی
5- مسجد ابوالفضل(چهار میدان)
6- مسجد حاجی فرج اله کیانی(معروف به مسجد رفیع داخل رودخانه چاکه موسس رفیع- کوچه شهید همایون کیانی)
7- مسجد حاجی علی جان- در کوچه رودبار واقع در خیابان شهید صدیقه رود باری احداث شده است مسجد حاجی علی جان متقی متاسفانه به دلیل احداث خیابان در سال 1373 تخریب شده است- آقای سید صالح صالحی ار این مسجد به نام مسجد حاج علی اکبر وفائیان نام برده اند.
8- مسجد امام حسن – مزار شهدا موسس حاجی میرزا حسن غفاریان
9- مسجد حسن علائی- جنب عسال خانه خیابان ساری
10- مسجد چینیان – محله شیخی
11- مسجد کرم- محله شیخی
12- مسجد غریب – محله شیخی
13- مسجد آقا حسین خادم(مسجد آقای شعبان غفاری- مجاور رودخانه چاکه پشت دبیرستان صادقیه قرار دارد).
14-مسجد میرزا حسن غفاریان – داخل رودخانه چاکه جنب منزل آقای مرتضی طیبیان
15- مسجد حاجی صفر علی- خیابان امام جنب کتابخانه غفاریان با مسجد جدیدالتاسیس غفاریان ادغام شده است.
16- مسجد مقابل مغازه امراله علایی- خبابان امام جنب گرمابه گلستان
18- مسجد حاجی غلامعلی-(لهرد)
19- مسجد فرقانی_لهرد)
20- مسجد حاجی علی اکبر شهابی – خیابان امام – دشت میون کرچ کوپا
21- مسجد علی چفت (علی چفت)
22- مسجدقاسمی –محرم دشت چهار کوچه کوچه قاسمی
23- مسجد سید مسیح- محرم دشت جنب منزل هاشمی کوچه شهید ابراهیم طباطبائی
24- مسجد علی بن ابی طالب(ع)-محرم دشت بالاتر از منزل هاشمی
25- مسجد موسوی- محرم دشت کوچه شهید صفایی
26- مسجد امینی- محرم دشت چهار کوچه کوچه شهید صفایی کوی پورمند
27- مسجد مدیر-محرم دشت قبل از مسجد قائم احداث کننده میرزا محسن مدیر
28- مسجد یوسفی – نرسیده به تکیه محرم دشت
29- مسجد میدان- میدان جنب امام- ابتدای خیابان جانبازان
30- مسجد علم دار- محرم دشت
31-مسجدی در ابتدای خیابان ساری که به دلیل احداث جاده تخریب گردید.
32- مسجد علم بون-محرم دشت کوچه سر چشمه منزل حاجی پیروی نسب
33- مسجد کریمی- محرم دشت چشمه سر کوچه شهید زارعی احداث کننده آقای شکر اله کریمی
34- مسجد حضرت علی(ع)
35- مسجدپهلوان-محرم دشت
36- مسجد درویش تپه- درویش تپه(سبزتپه)
37- مسجد علم بون-محرم دشت چهار کوچه کوچه شهید صفایی
38- مسجد محمد شفیع(مم شفیع)احداث کننده شفیع اله آرام
39- مسجد محمد زمان(مم زمون)زمانپور- محرم دشت چهارکوچه
40- مسجد حاجی کیانی
41- مسجد ملا شکراله- محرم دشت چشمه سر
42- مسجد در جوار میدان امام خمینی تقریبا جنب مهمانخانه فرحی- در مسیر عبور به طرف تپه و پارک
43- مسجد هاشمی- خیابان شهید بهشتی کوچه طوسی
44- مسجد کریم –کوچه علم
45- مسجد قاسمی-محرم دشت کوچه شهید صفایی محمود قاسمی
46- مسجد علم بون-خیابان شهید بهشتی سه راه گل دسته
تکایا و حسینیه ها:
1- تکیه محرم دشت
2- تکیه میدان
3- تکیه مصلی
4- تکیه دروازه(حسینیه حاجی محمد هادی زمانی)
5- حسینیه حاجی محمد حسن زمانی بالاتراز مسجد دروازه
6- حسینیه حاجی محمد جعفر زاده کوچه خسرویها
7- حسینیه دالان کوچه شهید صدیقه رئدباری
8- حسینیه کیانی شیخ چشمه سر
حوزه های علمیه
در بعضی از اسناد و کتب قدیمی در مورد تحصیل وکسب علوم و معارف اسلامی از سوی مردم شهمیرزاد مطالبی قید شده که حاکی از علاقمندی این مردم به امر تعلیم و تربیت بوده است از جمله:"میر عمادالدین دهکده شیخ آبادزادگاه شیخ علا الدوله سمنانی عارف معروف را ویران کرد و شیوخ آن جا را که اهل شهمیرزاد بودند در ملازمت شیخ ابراهیم نام به چاشم فرستاد" وجود مکتب خانه های متعدد و زنان و مردانی که به نام "ملا" هر کدام جداگانه به کار تعلیم مشغول بودند و به تدریس قرآن و مسایل آموزشی می پرداختند همه نشانگر اعتقاد عمیق مردم این ناحیه به فرهنگ و تعلیم و تعلم است
نوشته شده در
1388/10/9توسط milad.a.sh
|
نظر دهيد
/blog_content?>
بخشی از مقدمه ای را که استاد منوچهر ستوده در کتاب "فرهنگ سمنانی سرخه ای لاسگردی سنگسری و شهمیرزادی "نوشته اند عینا نقل کنیم:"...فقط اهالی سمنان و دهات اطراف آن لهجه ای مشخص دارند که نه تنها از نظر تلفظ بلکه از لحاظ اشتقاق و ریشه شناسی هیچ گونه شباهتی میان لهجه همسایگان شان نیست.
دکتر ستوده می گوید ممکن است بعضی از من خرده بگیرندکه لغات ساکنان شهمیرزاد نیز با زبان طبری آمیختگی دارد و عده ای از ساکنان این محل به این زبان آشنائی دارند از این رو نباید جزء آبادیهای این جزیره لهجه بشمار آید دکتر ستوده این آمیختگی را امریعرضی می داند زیرا از سالهای پیش بیست و پنج تا سی درصد اهالی برای دادوستد به آمل و بابل میرفته اند و بدون شک این رفت و آمد در تغییر یا ورود لغات بی تاثیر نبوده است و گر نه میان شخمیرزاد و پاجی و میانه که نخستین آبادیهای جنوبی دو دانگه است بیش از ده فرسنگ فاصله است واز راهی کوهستانی و بسیار دشوار که از چاشم و گردنه زرنگیس می گذرد ممکن است میان این دو دو نقطه گاه گاهی ارتباط بر قرار شده باشد بنابر این همجواری که امری اضطراری وعلتی طبیعی است در تغییر این لهجه بی تاثیر نبوده است .گذشته از این لغات تغییر یافته این لهجه زیاد نیست و نگارنده(ستوده) در گردآوری لغات شهمیرزادی به پیرانی که از محل بیرون نرفته بودند تکیه کرده است."
اما آن چه به نظر به نظر می رسد این نکته است که در زمینه ارتباط گویش شهمیرزادی با گویش های طبری و سمنانی باید مطالعات بیشترو دقیق تری صورت گیرد و تنها نمی توان به عامل فاصله بین آبادیها ی جنوبی و دو دانگه با شهمیرزاد بسنده کرد و این امر را دلیل عدم ارتباط لهجه شهمیرزادی با گویش طبری دانست زیرا شهمیرزاد و آسوران و مناطق آن جزء ناحیه جبال طبرستان بوده است به ویژه در دوران حکومت سادات میر عمادالدین هزار جریبی سلطه و حکومت آنان بر این نواحی گسترده شده بود و نکته دیگر ان که امروزه اهالی چاشم پرور فینسک کولیم کاورد هیکو شلی ملاده که زمانی جزئی از آسوران رستاق محسوب می شدند هنوز هم با لهجه طبری تکلم می کنند. فاصله روستای چاشم با شهمیرزاد 18 کیلو متر است و اهالی این روستا طبری تکلم می کنند در حالی که استاد ستوده در مطالب خود از روستاهای پاجی و میانه با فاصله ده فرسنگ(60 کیلومتر) با شهمیرزاد به عنوان جنوبی ترین نواحی طبرستان یاد می کند که به گویش طبری تکلم می کنند.
بنا بر این در فاصله های نزدیک با شهمیرزاد هنوز هم لهجه طبری دارند و بر این اساس می توان استناد کرد مردم شهمیرزاد در گذشته با لهجه طبری تکلم می کرده اند و بعدها با متلاشی شدن حک.مت طبرستان و به خصوص جبال آن در دوران معاصر و انتخاب تهران به عنوان پایتخت(با روی کار آمدن قاجاریه) و ارتباط تهران با سمنان و نابود شدن سیستم ارتباطی اقتصادی و تجاری شهمیرزاد و طبرستان و سمنان تا جنوب کشور و ارتباط بیشتر مردم با شخمیرزاد با سمنان واژه های جدید سمنانی وارد گویش شهمیرزادی شده است به این ترتیب اصالت اولیه آن از دست رفته و به شکل امروزی خود در آمده است و شاید هم بین زبانهای سمنانی و شهمیرزادی و طبری قرابت هائی وجود داشته باشد .چنان که مقدسی در احسن التقاسیم می نویسد:" زبان تبری با کومسی و گرگانی نزدیک بوده و همدیگر را به خوبی می فهمیدند مگر تبرها که اندکی شتابزدگی داشتند و به تندی سخن می گفتند..."
این نوع اظهار نظر ها و مطالب نویسندگان و بزرگان علم و ادب و فرهنگ این سرزمین می تواند ما را به شناخت بیشتر گویش شهمیرزادی راهنمایی کند.به هر حال در این زمینه متخصصین فن و علاقمندان باید تحقیقات بیشتری کرده و حاصل کار خود را ارائه نمایند
نوشته شده در
1388/10/9توسط milad.a.sh
|
نظر دهيد
/blog_content?>
بعضی از باورها و اعتقادهای مردم شهمیرزاد در قدیم
1. شب ها نباید موها را شونه کرد
2. شب نباید خانه را جارو کرد
3. هنگام زدن جارو در یک اتاق ,حتماباید یک نفر جارو بزند و جارو را نباید به فرد دیگری بدهد
4. روزهای چهارشنبه برای کوتاه کردن موی سر مناسب است
5. آب را نباید ایستاده آشامید ,زیرا عقل آدمی کم می شود
6. هر جا که آب گرم را بریزند باید بسم ا... بگویند زیرا ممکن است جن اذیت کند
7. روی خاکستر گرم اب نریزید
8. دختر تا زمانی که عروس نمی شد موهایش را کوتاه نمی کرد
9. رفتن به حمام را در روزهای دوشنبه و چهارشنبه جایز نمی دانند
10. روزهای دوشنبه برای مسافرت مناسب نیست
11. لباس زن وشوهر راروز جمعه نباید با هم شست , زیرا میان انها جدائی می افتد
12. در حین حرکت یا در حالت ایستاده مرد نباید میان دو زن قرار گیرد ,زیرا همسر او فوت خواهد کرد
13. ناخنهای دست و پای را نباید از روز دوشنبه تا پنجشنبه کوتاه کرد,زیرا دولایه و سه لایه میشود
14. ناخنها را باید در اتش ریخت نه در جای نمناک ,اگردرجای نمناک بریزند غم وبلا می رسد
15. هر وقت زاغی ( به گویش شهمیرزادی کلاکچی ) صدا کند مسافر خواهد رسید
16. خارش کف پا , یا دست نشانه امدن مسافر است
17. اگر کفش روی کفش دیگر قرار گیرد به مسافرت خواهند رفت
18. اگر تیغه های قیچی باز بماند معتقند که دهان دشمن باز بوده و بدگویی می کند
19. پشت سر مسافر آب یا جو می پاشند تا زودتر برگردد
20. موقع غروب نباید نخ داخل سوزن کرد زیرا موجب تنگ شدن قبر می شود
21. چرخ دادن کلید یا کلیدها باعث دعوا و درگیری می شود
22. هنگام ریختن آب در آتش باید بسم ا... گفت
23. باز کردن درب ورودی خانه را صبح زود خوش یمن دانسته و معتقدند بلا و غم لز خانه بیرون می رود
24. مادر در هنگام گرفتن تخم مرغ از دست فرزند باید با پارچه بگیرد و گرفتن تخم مرغ از دست دیگری باعث دعوا می شود
25. غروب چهارشنبه نبایداز خانه بیرون رفت
26. سوزاندن مو باعث سردرد می شود
27. مو را نباید بیرون ریخت تا نامحرم ببیند زیرا باعث ریزش مو می شود
28. آب ریختن روی گربه باعث در آوردن زگیل می گردد
29. اگر چهارشنبه لباس بشویند به مکه خواهند رفت
30. اگر بئوشال ( نوعی شغال ) زوزه بکشد خوش یمن نبوده و کسی خواهد مرد
31. لباسها را نباید پشت و رو کرد
32. بی وقتی نباید اب خورد ( بی وقتی یعنی غروب و نزدیک اذان )
33. شنبه ها و اول ماههای قمری به دکتر نمی رفتند
نوشته شده در
1388/10/9توسط milad.a.sh
|
نظر دهيد
/blog_content?>
در گذشته های نه چندان دور حالت خودگردانی و خودکفائی در اغلب روستاهای کشور در زمینه های مختلف برقرار بود.با تغییراتی که در دهه 1340 به وجود آمد این وضعیت تغییر یلفت.شهمیرزاد نیز چنین وضعیتی را دارا بوده و خودکفایی در زمینه های گوناگون از جمله مواد غذائی دامی و تهیه البسه و پوشاک و بافتن پارچه های مورد احتیاج از ویژگیهای این شهر بود را از دست داد.
وقتی که هنوز پارچه های ارزان قیمت کارخانه ای و بازار وجود نداشت شهمیرزادیها خودشان پارچه می بافتند و در خیلی از خانه ها دستگاههای پاچه بافی و از جمله کرباس بافی داشتند در آن زمان نخ ابریشمی بازرگانان از مازندران و گیلان می آوردندو پارچه های ابریشمی می بافتند.بعضی از این کارگاهها از 30 الی سال پیش دایر بوده است .به تدریج و با هجوم محصولات متنوع کارخانه های نساجی جدید که هم آسانتر و هم ارزانتر به دست می آمد پارچه های دست باف شهمیرزاد جای خود را برای رغیب نیرومندتازه وارد خالی کردند.گاه و به ندرت در بعضی خانه ها پیرزنانی که کار دیگری از دستشان بر نمی آمد دستگاهی را نفس نفس زنان می چرخاندند تا این که رفته رفته نیز از نفس افتادند کارگاهشان نیز از چرخش افتاد.تعدادی از لباسهای مرسوم به شرح زیر بوده اند:
الجه:
با استفاده از نخ و پشم و در کارگاههای دستی بافته می شد که دارای خطوط راه راه بوده و در تهیه کت و جلیقه مورد استفاده زنان و مردان قرار می گرفت.
قرقری شلوار(شلیته):
12 الی 15 متر پارچه و گاه مقدار کمتری پارچه برای این شلوار مورد استفاده قرار می گرفت.بالای این شلواردارای بندی ضخیمی بود که از نخ تهیه می شد و این شلوار را محکم در پای خانمها نگه می داشت.در مواقع عروسی و جشن به پایین این شلوار منگوله هائی آویزان می کردند که در حین رقص و پایکوبی به سروصدا در آید و شوروحال بیشتری به مجلس ببخشد.احتمالا چون این شلوار برای رقص تهیه می شد به همین نام نیز معروف شد.
مخمل کت:
پارچه های مخمل به رنگهای قرمز سبز و ... را انتخاب می کردند و اشیا زینتی نظیر کاس یراق پول را بر روی آن می دوختند و از آن در تهیه کت استفاده می کردند که به "مخمل کت" معروف است و از ارزش و اعتبار زیادی برخوردار است.
کلاه تیر مه یراق:
این کلاه را با دست بافته و حاشیه آن را یراق می زدند و زیر روسری بر سر می گذاشتند به طوری که بخشی از کلاه از روسری بیرون آمده و معلوم شود.
کجین چارقت:
زنهای خانه این روسری را از نوعی ابریشم به نام "کج" درست می کردند و با حشره ای به نام قرمز دانه که رنگی طبیعی و جالب داشت رنگ می کردند.این نوع ابریشم را از مازندران به شهمیرزاد آورده و مورد استفاده قرار می گرفت به همین دلیل به آن "کجین چارقت" می گفتند(چارقت به معنی روسری است.)
حری و زری:
این نوع پارچه نازک و مانند وال بود که تارو پودهای آن را از حریرو زری درست می کردند.از این پارچه برای پیراهن های کوتاه استفاده می کردند که معمولا آن را با قرقری شلوار می پوشیدند.
تافته:
نوعی پارچه است که با ابریشم و نخ بافته می شود و جهت تهیه لباسهای گران قیمت و مجلسی از آن استفاده می شود.
تومون سیاه حاج علی اکبری:
نوعی پارچه سیاه بود که شاید در دوره قاجاریه و مدتی بعد از آن در کارخانه ای معروف به همین نام (حاج علی اکبری) بافته می شد و از شهرت زیادی در ایران برخوردار بوده است.این پارچه برای تهیه شلوار به کار می رفت و پوشیدن این شلوار مرسوم بود زیرا در آن زمان پ.شیدن شلوارهای گل گلی یا رنگی را زشت می شمردند
نوشته شده در
1388/10/9توسط milad.a.sh
|
نظر دهيد
/blog_content?>
دکتر محمد مهدی افلاطونی فرزند ارشد دکتر مهر علی افلاطونی در تاریخ سوم اسفند ماه سال ۱۳۰۳ در شهرستان شاهرود زمانی که پدر در این شهر مشغول به خدمت بودند دیده به جهان گشود.

ایشان دوره ابتدایی را در سال ۱۳۱۵ در شهمیرزاد به پایان رسانده و در سال ۱۳۲۱ موفق به دریافت دیپلم دبیرستان از دبیرستان شبانه روزی البرز در تهران شدند.
پس از آن در کنکور سراسری در رشته داروسازی شرکت نموده و قبول شدند اما چون به رشته پزشکی علاقه بیشتری داشتند سال بعد در کنکور رشته پزشکی شرکت نموده و در آن رشته ادامه تحصیل دادند و در سال ۱۳۲۹ از دانشکده پزشکی دانشگاه تهران فارغ التحصیل شدند.
پس از قبولی از دانشگاه به مدت ۴ سال و نیم در سقز کردستان طبابت نموده، در سال ۱۳۳۵ جهت انجام سنت شریف ازدواج به شهمیرزاد برگشته و سپس به همراه همسر همیشه یار و همراه خود بانو مریم صادقی به ادامه خدمت در شهرستانهای مختلف مشغول به خدمت و طبابت شدند.
ایشان سالها سمت استادی علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران را به عهده داشته و مدیر گروه پاتو لوژی این دانشگاه بودند. در این مدت دو کتاب در زمینه هورمونها و الکتروفورز نوشته و چاپ نمودند و کتابی هم در زمینه قارچ شناسی نوشته که مقالهای از آن در هامبورگ آلمان به چاپ رسیده.
از خدمات ارزنده ایشان میتوان تاسیس دانشکده علوم بیمارستانی، بستن انتقال خون دانشگاه پزشکی بیمارستان رازی به دلیل آلوده بودن خونهای اهدأی، ایجاد شیر و خورشید سرخ شهمیرزاد در سال ۱۳۴۶ با ۵۰۰ عضو وابسته به دانشکده پزشکی سمنان، تاسیس و راه اندازی درمانگاه افلاطونی شهمیرزاد (به یاد و خاطره پدر خود دکتر مهر علی افلاطونی)، اهدای ۲۰۰۰ متر زمین جهت ایجاد استخر در بلندترین نقطه شهمیرزاد برای کمک به زمین داران در زمان خشکسالی, نام برد. آخرین کتاب ایشان هم زندگینامه پدرشان دکتر مهر علی افلاطونی بود که کتابی بسیار نافع و ارزنده برای جوانان در هر زمان میباشد.
شعار ایشان در زندگی همیشه خدمت و تیمارداشت قلبهای خسته بود همچنان که مصرع :
در سلوکم گفت پنهان عارف وارسته ای
رسم سالک نیست جز تیمار قلب خسته ای
همواره ورد زبان داشته و پیش از امضای هرگونه سندی مصرع فوق را با خط زیبای خود مینوشتند.دکتر محمد مهدی افلاطونی در تاریخ ۲۶ آذر ۱۳۸۷ در سن ۸۴ سالگی دیده از جهان بربست و به ابدیت پیوست. از ایشان ۴ فرزند برومند ، ۳ پسر که به ترتیب مهندس کشاورزی، سر مهندس کشتی و دکتر دامپزشک و ۱ دختر که لیسانس روانشناسی هستند به جا مانده. همسر مهربان و با وفای ایشان تا آخرین دقایق زندگی پرستاری ایشان را با جان و دل به عهده داشته و همچون پروانهای به دور شعع سوزان گشتند تا به خاموشی گرایید.
نوشته شده در
1388/10/9توسط milad.a.sh
|
نظر دهيد
/blog_content?>
نوشته شده در
1388/10/1توسط milad.a.sh
|
نظر دهيد
/blog_content?>

شب یَلدا یا شب چلّه بلندترین شب سال در نیمکره شمالی زمین است. این شب به زمان غروب آفتاب از ۳۰ آذر تا طلوع آفتاب در ۱ دی اطلاق میشود، که برابر با ۲۱ دسامبر یا ۲۲ دسامبر است. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام آن را مبارک میدارند و این شب را جشن میگیرند.
این شب در نیمکره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن شب به بعد طول روز بیشتر و طول شب کوتاهتر میشود.
ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر میشوند و تابش نور ایزدی افزونی مییابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید میخواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا میکردند.
واژه «یلدا» واژه ایست برگرفته از زبان سریانی (که از لهجههای متداول زبان «آرامی» است) به معنای تولد. زبان «آرامی» یکی از زبانهای رایج در منطقه خاورمیانه بوده است. (برخی بر این عقیده اند که این واژه در زمان ساسانیان که خطوط الفبا از راست به چپ نوشته میشده، وارد زبان پارسی شده است).
در آیین کهن، بنابر یک سنت دیرینه آیین مهر شاهان ایرانی در روز اول دیماه تاج و تخت شاهی را بر زمین میگذاشتند و با جامهای سپید به صحرا میرفتند و بر فرشی سپید مینشستند. دربانها و نگهبانان کاخ شاهی و همهٔ بردهها و خدمتکاران در سطح شهر آزاد شده و بهسان دیگران زندگی میکردند. رئیس و مرئوس، پادشاه و آحاد مردم همگی یکسان بودند(صحت این امر موکد نیست، شاید تنها افسانه باشد). جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شبنشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار میشود. متل گویی که نوعی شعرخوانی و داستان خوانی است در قدیم اجرا میشدهاست به این صورت که خانوادهها در این شب گرد میآمدند و پیرترها برای همه قصه تعریف میکردند. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوههای گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند، این میوهها که اکثراً کثیر الدانه هستند، نوعی جادوی سرایتی محسوب میشوند که انسانها با توسل به برکت خیزی و پر دانه بودن آنها، خودشان را نیز مانند آنها برکت خیز میکنند و نیروی باروی را در خویش افزایش میدهند و همچنین انار و هندوانه با رنگ سرخشان نمایندگانی از خورشیدند در شب. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پُری آن، آیندهگویی میکنند.
در خطهٔ شمال و آذربایجان رسم بر این است که در این شب خوانچهای تزیین شده به خانهٔ تازهعروس یا نامزد خانواده بفرستند. مردم آذربایجان در سینی خود هندوانهها را تزئین میکنند و شالهای قرمزی را اطرافش میگذارند. درحالی که مردم شمال یک ماهی بزرگ را تزئین میکنند و به خانهٔ عروس میبرند.
سفرهٔ مردم شیراز مثل سفرهٔ نوروز رنگین است. مرکبات و هندوانه برای سرد مزاجها و خرما و رنگینک برای گرم مزاجها موجود است. حافظخوانی جزو جدانشدنی مراسم این شب برای شیرازیهاست. البته خواندن حافظ در این شب نه تنها در شیراز مرسوم است، بلکه رسم کلی چلهنشینان شدهاست.
همدانیها فالی میگیرند با نام فال سوزن. همه دور تا دور اتاق مینشینند و پیرزنی به طور پیاپی شعر میخواند. دختر بچهای پس از اتمام هر شعر بر یک پارچه نبریده و آب ندیده سوزن میزند و مهمانها بنا به ترتیبی که نشستهاند شعرهای پیرزن را فال خود میدانند. همچنین در مناطق دیگر همدان تنقلاتی که مناسب با آب و هوای آن منطقهاست در این شب خورده میشود. در تویسرکان و ملایر، گردو و کشمش و مِیز نیز خورده میشود که از معمولترین خوراکیهای موجود در ابن استان هاست.
در شهرهای خراسان خواندن شاهنامهٔ فردوسی در این شب مرسوم است.
در اردبیل رسم است که مردم، چله بزرگ را قسم میدهند که زیاد سخت نگیرد و معمولاً گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغز گردو و نخودچی و کشمش میخورند.
در گیلان هندوانه را حتما فراهم میکنند و معتقدند که هر کس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمیکند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد. «آوکونوس» یکی دیگر از خوردنی هایی است که در این منطقه در شب یلدا رواج دارد و به روش خاصی تهیه میشود. در فصل پاییز، ازگیل خام را در خمره میریزند، خمره را پر از آب میکنند و کمی نمک هم به آن میافزایند و در خم را میبندند و در گوشهای خارج از هوای گرم اطاق میگذارند. ازگیل سفت و خام، پس از مدتی پخته و آبدار و خوشمزه میشود. آوکونوس در اغلب خانههای گیلان تا بهار آینده یافت میشود و هر وقت هوس کنند ازگیل تر و تازه و پخته و رسیده و خوشمزه را از خم بیرون میآورند و آن را با گلپر و نمک در سینه کش آفتاب میخورند.(آو= آب و کونوس = ازگیل)
مردم کرمان تا سحر انتظار میکشند تا از قارون افسانهای استقبال کنند. قارون در لباس هیزم شکن برای خانوادههای فقیر تکههای چوب میآورد. این چوبها به طلا تبدیل میشوند و برای آن خانواده، ثروت و برکت به همراه میآورند.
نوشته شده در
1388/9/30توسط milad.a.sh
|
نظر دهيد
/blog_content?>


حصر خانگی مرد بزرگ ازاد شد.روحت شاد
نوشته شده در
1388/9/30توسط milad.a.sh
|
نظر (2)
/blog_content?>

جنگ مقصود: جاودانگان
نوشته شده در
1388/9/29توسط milad.a.sh
|
نظر (1)
/blog_content?>
نوشته شده در
1388/9/29توسط milad.a.sh
|
نظر دهيد
/blog_content?>
نوشته شده در
1388/9/21توسط milad.a.sh
|
نظر (2)
/blog_content?>
جزئيات پايان نامه
رکورد شماره ی 180840
| عنوان
(عنوانها): |
زمينشناسي،
كانيشناسي و مطالعه ايزوتوپهاي كربن و اكسيژن، كانسارهاي سرب و روي با
سنگ ميزبان كربناته، خشكه دره و لاوهدار، شرق البرز مركزي، ايران
|
| نويسنده
(نويسنده ها): |
حسيني، زهرا |
| همکاران: |
بازرگاني گيلاني، كمال الدين (راهنمای پایان نامه) مهرابي، بهزاد (مشاور علمی) قريب، فريبرز (مشاور علمی) |
| گرايش: |
دانشگاه تهران . دانشكده علوم . گروه زمين شناسي . رشته زمين شناسي اقتصادي |
| مقطع
تحصيلي: |
کارشناسی ارشد |
| تاريخ
دفاع: |
1387/11/30 |
| برساخت: |
ر,113 ص.:
تصویر ، جدول |
| زبان
اثر: |
پارسی |
| نوع پايان
نامه: |
کاربردی |
| شماره
ثبت: |
3748 |
| شماره
بازيابي: |
510 ز |
| محلهاي
نگه داري: |
کتابخانه ی علوم- پايان نامه - علوم (ثبت: 3748 بازیابی: 510 ز) کتابخانه ی مركزي و مركز اسناد- كتابخانه مركزي-مخزن6 (ثبت: 40847) |
| چکيده
(فارسي): |
منطقه
مورد مطالعه در شرق زون البرز مركزي در جنوب شهميرزاد واقع شده است.
كانسارهايي كه مورد بررسي قرار گرفته اند در توالي كربناته كرتاسه با سن
سنومانين رخ داده اند و جزئي از كمربند كانسار سرب و روي شهميرزاد هستند.
مطالعات پتروگرافي نشان مي دهند كه كانه زايي عمدتاٌ در رخساره ها مربوط
به نواحي كم عمق روي داده است و فرايند دولوميتي شدن در منطقه به طور
گسترده اتفاق افتاده است. كانسار هاي لاوه دار و خشكه دره در منطقه مورد
مطالعه داراي مشخصاتي متفاوت از كانسارهايي است كه در شمال شرق، شرق و
شمال غرب شهميرزاد گزارش شده اند، در اين كانسارها كانه غالب سولفيدها به
خصوص گالن است در حالي كه در لاوه دار و شكه دره حضور كاني ويلميت
(Zn2SiO4) قابل توجه است. در نمونههاي كربناته مورد مطالعه كه در
محدودهي سني كرتاسه بالايي (سنومانين) قرار دارد مقدار O18? در حدود ‰
23/4- تا ‰ 37/6- و مقدار C13? ‰ 04/0- تا ‰ 38/1 ميباشد، در مقالات
منتشر شده مقدار O18? درياي كرتاسه در حدود ‰ 6/3- تا ‰ 5/1- و مقدار C13?
در حدو د ‰ 1 تا ‰3 بر اساس استاندارد PDB مي باشد. همانطور كه ملاحظه
ميشود نمونههاي كربناته كرتاسه در منطقه مورد مطالعه نسبت به درياي
كرتاسه از نظر مقدار O18? سبكتر شده است و اين در حالي است كه C13?
تفاوت كمتري را نشان ميدهد. در طول دياژنز، كلسيت اوليه با كلسيتي كه در
تعادل با محيط دياژنتيك است جايگزين ميشود، ايزوتوپهاي اكسيژن نسبت به
ايزوتوپهاي كربن بيشتر تحت تاثير دياژنز قرار ميگيرد و اين مي تواند به
اين دليل باشد كه تفريق ايزوتوپهاي اكسيژن وابستگي بيشتري به دما دارد.
مقدار ميانگين روي و سرب در سنگهاي كربناته منطقه مورد مطالعه كمتر از
مقادير گزارش شده براي آنها در سنگهاي كربناته است بنابراين مي توان چنين
تصور كرد كه واحد دربرگيرنده افق كانه دار در زمان تشكيل، با روي و سرب
فراوان در حوضه روبه رو نبوده است. كلسيت هيدروترمالي نمونه هاي لاوه دار
و خشكه دره نسبت به كربنات هاي آهك سنگ ميزبان، در مقدار O18? و C13? كاهش
نشان مي دهند، اين كاهش در مقدار O18? زياد است كه مي تواند ناشي از
اختلاط در مراحل بعدي كاني سازي اين سيالات گرمابي توسط آبهاي سطحي باشد و
بنابراين مقدار O18 تا حدود زيادي كاهش يافته است. كاني عمده در كانسار
مورد مطالعه، سيليكات روي (ويلميت) است. مطالعات صحرايي و پتروگرافي نشان
مي دهد كه اين كاني در شرايط هيدروترمال و به صورت اوليه تشكيل شده است.
كانه زايي در منطقه به اين صورت رخ داده است كه سيال هيدروترمال غني از
فلز با سولفور پايين از عمق به سمت بالا حركت كرده و با سيال اكسيدي فقير
از سولفور كه از سطح به طرف عمق در طول گسلها حركت كرده مخلوط شده است و
در نهايت مواد معدني خود را در امتداد گسلهاي با روند شمالغرب ـ جنوب شرق
و شمال شرق ـ جنوب غرب برجاي گذاشته است. |
| چکيده
(انگليسي): |
The
study area is located in east of Central Alborz, south of Shahmirzad,
Semnan. The ore deposits that have been studied occur in Cenomanian
Cretaceous carbonate rocks and are parts of Shahmirzad Pb –Zn
mineralization belt. Petrography studies show that ore mineralization
frequently happened in shallow faciec carbonate and dolomitization
occur extensively in the area. Khoshke Dareh and Lave Dar deposits in
the study area have specific different from deposits in northeast,
north and northwest of Shahmirzad Pb –Zn mineralization, in these
deposits dominate minerals are sulfide especially galena whereas in
Khoshke Dareh and Lave Dar deposits, existence of willemite (Zn2SiO4)
is noticeable. In samples from carbonate rocks with the age of upper
Cretaceous, amount of ?18O is between -4.23‰ to -6.37 ‰ and amount of
?13C is between -0.04 to 1.38. In articles that have been noted the
amount of ?18O for Cretaceous sea is about -3.6‰ to -1.5 ‰ and for ?13C
is about 1‰ to 3 ‰ in PDB standard. As seen, in the study area,
Cretaceous carbonates samples are lighter in ?18O than Cretaceous sea O
isotope, although ?13C shows lower different. Among of diagenesis first
calcite is replaced by calcite that is in equilibrium with diagenetic
environments, O isotopes are more impressed by diagenesis than C
isotopes and the reason can be that dilution of O isotopes are more
dependent to heat. The average of zinc and lead in carbonate rocks in
study area is lower than amount of them in carbonate rocks. Therefore
the carbonate rocks had no more zinc and lead in basin. Hydrothermal
calcites in Lave Dar and Khoshke Dareh show decrease in ?13C and ?18O
rather than host rock carbonate, this decrease is much in ?18O that can
be resulted in mixing hydrothermal fluid with meteoric water. Dominate
mineral in the study area are zinc silicate (willemite). Field study
and petrography show that these minerals are primary and formed in
hydrothermal condition. Mineralization in the study area formed by
fluid mixing between a reduced, zinc-rich, sulfur-poor hydrothermal
solution that migrate upward and a highly oxidized fluid along a fault
zone that migrate from surface to downward and deposit their minerals
in structures and faults with NW- SE and NE-SW trend. |
نوشته شده در
1388/9/21توسط milad.a.sh
|
نظر دهيد
/blog_content?>

شَهمیرزاد از شهرهای استان سمنان است. این شهر از نظر گردشگری و کشاورزی دارای اهمیت میباشد. شهمیرزاد در شهرستان مهدیشهر و در ۲۴ کیلومتری شمال سمنان (۷ کیلومتری شمال مهدیشهر) و ۱۴۰ کیلومتری جنوب شهرستان ساری واقع شدهاست.
جمعیت
جمعیّت این شهر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵، برابر با ۷٬۳۸۲ نفر بوده و ارتفاع مرکز این شهر از سطح دریا ۱۹۳۵ متر میباشد
هوای آن نسبت به سمنان که گرم و خشک است معتدلتر و از لحاظ پوشش گیاهی سبز و خرمتر است و دارای بزرگترین باغ گردوی جهان (با تایید فائو) میباشد که مساحت آن حدود ۷۵۰ هکتار است و تمامی هزینهها و زحمت آن را مردم همین شهر کشیدهاند.
درگذشته این شهر جزیی ازمناطق هزارجریب طبرستان بودهاست و نامهایی از قبیل سامار و شامار و شهمارفریم را داشتهاست و طبق کتاب سربداران از آبادترین شهرهای قدیم طبرستان بودهاست .
در جلسهٔ هیئت وزیران در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۳۸۶ که در سمنان برگزار شد، این شهر به استناد مادهٔ ۸ قانون تشکیل سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، بهعنوان شهر نمونهٔ گردشگری تعیین شد
تقسیمات کشوری
بخش شهمیرزاد
دهستان پشتکوه
دهستان چاشم
شهرها شهمیرزاد
جمعیت ۷٬۳۸۲ نفر
زبانهای گفتاری: شهمیرزادی
مذهب: اسلام، تشیع
جغرافیای طبیعی
ارتفاع از سطح دریا: ۱٬۹۳۵ متر
اطلاعات شهری
رهآورد: گردو، آلو
پیششماره تلفنی: ۰۲۳۲۳۶۶
نوشته شده در
1388/9/17توسط milad.a.sh
|
نظر دهيد
/blog_content?>
سرزمين ايران اقليم بهشت هاست، شهميرزاد نيز در 20 کيلومتري مرکز استان کويري، بهشت گم شده بر بام ايران شناخته مي شود.استان سمنان از شمال به دامنههاي البرز و جنگل سرسبز مازندران منتهي ميشود و از جنوب پنجه در سينه کوير مرکزي ايران انداخته است و براي رسيدن به بهشت ناشناخته در استان کويري سمنان و دم زدن در هواي ناب و طبيعت بکرش راه چندان درازي پيش رو نيست.
شهميرزاد در شمال شهر سمنان ـ مرکز استان - واقع شده است و پس از 20 دقيقه طي مسير و برانداز مناظر سبز و زيباي کوهستاني، اين شهر با طبيعت بکر و ناشناخته و البته زيبايش در برابر مسافران قرار مي گيرد.استان سمنان از گرمترين استانهاي کشور محسوب مي شود و نام استان سمنان بيشتر با کويرعجين شده است و وجود طبيعتي بکر و جنگلي در فاصله 20 دقيقه اي از مرکز سمنان، هر گردشگري را به خود جلب مي کند.
از گرماي جاده کويري که رها مي شوي به ناگاه خود را در ميان انبوهي از درختان سبز و گندم زارهاي زيبا گم مي کني. هوايي مطبوع آنچنان صورتت را نوازش مي دهد که باور نمي کني پشت سرت بيابان بوده و هرم داغ آفتاب و جريان آب در جويها، خستگي و تشنگي کوير را از تنت مي زدايد.
اين شهر از طبيعتي زيبا و پوشش گياهي سرسبز تشکيل شده است و ميانگين دماي ساليانه آن 11 درجه سانتيگراد است که بين 16 درجه زير صفر سردترين و 34 درجه بالاي صفر در گرمترين ماه سال متغير است اختلاف ارتفاع سمنان و شهميرزاد از سطح دريا بيش از هزار متر است و اين امر از عجايب طبيعت استان سمنان است که در فاصله 20 کيلومتري تا اين اندازه اختلاف دما وجود دارد بر همين اساس بي جهت نيست که شهميرزاد را بهشت کوير نيز ناميده اند.
جمعيت ثابت شهميرزاد بيش از 12 هزار نفر است که در تابستان و ايام نوروز به جهت استقبال زياد مسافران و گردشگران به بيش از 50 هزار نفر افزايش مي يابد و از اين شهر دو راه ارتباطي 170 کيلومتري به ساري و 55 کيلومتري به دو آب در استان مازندران وجود دارد.
جاده شهميرزاد - کياسر - ساري از جاذبه هاي ويژه اي برخوردار است که کوه هاي بلند و سترگ البرز چون ديوارهايي عظيم دو سوي جاده را در آغوش گرفته و گاهي انگار جاده را در دل کوه نشانده اند. دشتهاي اطراف با چشم اندازي بي بديل هر نگاهي را به خود معطوف مي کند، شهميرزاد در امتداد اين جاده واقع شده و مسافران و رهگذران را به ديدن و ماندن دعوت مي کند.
چشمه هاي بي نظير اين شهر که از ديواره هاي البرز مي جوشد و جاري مي شود از بهترين آبهاي معدني به حساب مي آيد.در بخش شمالي شهر، پيست اسکي جاذبه هاي زمستاني اين شهر را نمايان مي سازد و زمستان اين شهر نيز گردشگران زيادي را براي ورزشهاي مفرح زمستاني به سوي خود مي کشد.
اين شهر به شکل شيبدار با کوچه و خيابان پر از درخت، زيبايي نادري دارد که در کمتر ناحيه اي از ايران ديده مي شود. زبان مردم شهميرزاد زيرشاخه زبان گيلک به حساب مي آيد. نان محلي بهشت کوير با صنعت کشاورزي آن رابطه اي مستقيم و جالب دارد. نام ناني که مردم اين شهر با گردو مي پزند، "تنبلک" است.
شهميرزاد، بهشت کوير و نگين زمردين بر حلقه انگشترى شهرهاى حاشيه کوير مرکزى ايران است، سبز جامه اى بر قامت باشکوه طبيعت و تابلويى چشم نواز و دلفريب با قلم نقاش چيره دست عالم هستى و شهرى زيبا، باصفا و تاريخى در 20 کيلومترى شمال شهر سمنان مرکز استان کويري در دامنه هاى جنوبى کوههاى سر به فلک کشيده البرز شرقى با فاصله کمتر از 230 کيلومترى تهران که قدمت آن به روايت مورخين در کتب معتبر به عهد باستان مى رسد.
باغ هاي منطقه کوهستاني شهميرزاد، يکي از منابع مهم درآمد مردم است. گردو نخستين گزينه باغداري و کشاورزي در اين شهر محسوب مي شود. پس از آن درختهاي سربلند سپيدار و چنار، کوچه و برزن شهميرزاد را به کوچه باغ هاي منحصر به فردي تبديل کرده است. وجود درختان سيب، انواع گلابي، زردآلو و آلبالو در باغ هاي شهميرزاد، زيبايي دوچنداني را به هنگام به محصول نشستن مي آفرينند که گويي بهشتي در دل کوير رخ مي نمايد و آب گوارا و خنک چشمه هاي شهميرزاد طراوت را در فضا ايجاد کرده است، سايه درختان آلو و زيباييهاي آنها در فصل بهار به هنگام شکفتن در کوچه باغهاي اين منطقه، چشم هر مسافر تازه وارد را به خود جلب مي نمايد و محصول آلو بعد از گردو مهمترين محصول اين شهر است.
نوشته شده در
1388/9/17توسط milad.a.sh
|
نظر دهيد
/blog_content?>
شهميرزاد در منطقه كوهستاني , در 25 كيلومتري شمال سمنان و در دامنه كوههاي البرز شمالي واقع شده و داراي طول و عرض جغرافيايي 52درجه و21دقيقه شرقي و 35درجه و 46دقيقه شمالي است و ارتفاع آن از سطح دريا 2050متر مي باشد.
بلندترين قله شهميرزاد با ارتفاع 3965متر , نيزوا نام دارد كه در منطقه دهستان چاشم قرار گرفته است. ميانگين دماي ساليانه 3/8 درجه سانتيگراد مي باشد كه بين 16 درجه زير صفر سردترين و 34 درجه بالاي صفرگرمترين ماه سال متغيراست . شهميرزاد در مجموع بهار و تابستاني معتدل دارد و سرماي آن از اواخر آبان آغاز و تا پايان فروردين ادامه مي يابد.
در توصيف ويژگي هاي آب و هوايي شهميرزاد بايد گفت اختلاف ارتفاع سمنان و شهميرزاد از سطح دريا حدود هزار مترمي باشد كه اين امر از عجايب طبيعت ا ستان سمنان است كه در فاصله 25 كيلومتري تا اين اندازه اختلاف دما وجود دارد لذا بي جهت نيست كه شهميرزاد را بهشت كوير ناميده اند.
از نظر زمين شناسي , منطقه شهميرزاد مربوط به دوران سوم و داراي سنگهاي رسوبي و آهكي است و معادن كلسيت , گالن ( سولفور سرب ) , سولفات باريت , كمي كربنات سرب “ دولوميت و كوارتزيت , سنگ گرانيت و سيليس ( شيشه ) در آن يافت مي شود.
شهميرزاد داراي چندين قله و تپه , سه قلعه تاريخي شير قلعه , قلعه شيخي و دژ وهل , 16 چشمه , 15نهر و حدود همين تعداد قنات , بيش از 10استخر و ...... است .
محصولات زراعي آن شامل گندم , جو , يونجه , شبدر , سيب زميني , چغندر , حبوبات , سبزيجات و صيفي است اما محصولات باغي و سر درختي آن از اهميت و اعتبار بيشتري برخوردار است . مهمترين محصولات باغي و سر درختي شهميرزاد گردو و آلوست ضمن اين كه سيب , گلابي , آلبالو ,به , بادام , آلوچه , گوجه سبز , قطره طلا و برغاني , غوره انگور , سنجد , زردآلو , بيد مشك نيز از محصولات ديگر اين سرزمين است گردو مهم ترين محصول منحصر بفردي است كه جنبه صادراتي دارد و مهمترين منبع درآمد شهميرزاد به شمار مي رود . درختان گردو در اين شهر كه درگذشته به ميخ طلا شهرت داشتند همانند درخت نخل داراي شناسنامه و سند مالكيت جداگانه مي باشد و مهريه بسياري از زنان نيز بوده است .
شهميرزاد از مناطق مختلفي تشكيل شده است از جمله مناطق چاربيدان , اسيو سر , پل تك , شيخي , مازرون كوچه , شيخ چشمه سر , كاهش , ارشك , بيدان , مرغك , مصلا , مرو , گنون , لاودار , پل پي , محرم دشت , چهار كوچه , دروازه , حمام دشت , چشمه سر , اسال سريا استخر چمن , بن بون يا چاشميج محله , اسالي , كلاته و ملك طيبي, پشته , ويون در ,وره وار , لهر , لزر , بلبل دره , لوچال , گل باغ , كشت و صنعت , همچنين ده صوفيان , پرور , كليم , كاورد , فينسك , تلاجيم , ملاده , شلي , هيكو ,رودبارك , فولاد محله , چاشم و خطير كوه از روستاهاي اطراف است .
جميت ثابت شهميرزاد حدود هشت هزار نفر است كه در تابستان بجهت هجوم مسافران و گردشگران به بيش از 40 هزار نفر افزايش مي يابد و در كل شهميرزاد منطقه اي مهاجر پذير و مهاجر فرست محسوب مي گردد.
شغل مردم شهميرزاد باغداري , كشاورزي و زنبورداري , دامداري , خدمات تجاري و دولتي مي باشد.
راههاي ارتباطي اين شهر عبارتند از راه 25 كيلومتري شهميرزاد به سمنان ( مركز استان ) , راه 6 كيلو متري شهميرزاد به مهديشهر ( مركز بخش ) , راه 170 كيلومتري به ساري و 55كيلو متري به دو آب در استان مازندران كه نزديكترين راه شهميرزاد به استان مازندران به شمار مي رود.
يكي از شاخصه هاي شهميرزاد كشت و صنعت اين شهر و بزرگترين باغ گردوي جهان است .شركت كشت و صنعت شهميرزاد در سال 1367 به همت جمعي از اهالي اين شهر تاسيس شد وبه عنوان شركت سهامي خاص به ثبت رسيد.اين باغ بزرگ گردو كه داراي 700 هكتار وسعت است اكنون بيش از 7هزار نفر سهامداردارد.
مختصري از موقعيت تاريخي شهميرزاد:
شهميرزادكه از دوره قاجار به اين نام موسوم گرديد در گذشته جزء حكومت طبرستان بود كه ازاواخر عهد هخامنشي در منطقه آمل تا شمال سمنان حكومت مي كردند. بنا به روايت تاريخ طبرستان ابن اسفنديار و تاريخ قومس عبدالرفيع حقيقت و نزهه القلوب حمدالله مستوفي و مازندران و استر آباد رابينو و معجم البلدان ياقوت حموي و كتاب علويان و طبرستان دكتر ابوالفتح حكيميان , نام قديم شهميرزاد , شهمار , سهار , شهار ,و شامار ذكر گرديده است و استناد آنها به مركزي بود كه آبادترين شهر حكومت طبرستان به شمار مي رفت و آن شهر حكومت آباد شهمار ناميده مي شد كه داراي مسجد جامع منحصر به فردي بود و هم ا ينك نيز داير مي باشد.همچنين اسپهبدان كه در دژ معروف فريم ( دودانگه ساري ) سكونت داشتند, شهميرزاد را شهمار فريم مي ناميدند . برخي نيز با استناد به سفر نامه ابن بطوطه گفته اند كه شهميرزاد چهاركوه ناميده مي شد و بعضي نيز از قول مرحوم دكتر صفا نقل كرده اند كه شهميرزاد در گذشته كهر نام داشت بنابر اين روايات چنين استنباط مي شود كه شهميرزاد داراي قدمت سه هزار ساله مي باشد كه حتي قبل از مهاجرت آريايي ها به ايران منطقه اي آباد بوده است و وجود چشمه سارهايي به نام ارشك و اشكش كه از نامهاي دوران اشكاني است , قدمت شهميرزاد و آبادي آن از دوران اشكانيان و حتي قبل از آن تاييد مي شود.
در لغت نامه دهخدا , شهميرزاد بر گرفته از شمرزاد به معني سرزمين داراي حوضچه و آبگير فراوان ذكر شده و نيز برخي آن را متناسب با شميران يعني منطقه سردسير مي دانند. سمناني ها شهميرزاد را شرزه , سنگسري ها آن را شامرزا وخود شهميرزاديها آن را شامرزا مي نامند.
آبادي اوليه شهميرزاددر منطقه اي حدود محرم دشت و دروازه مي باشد از ويژگي هاي فرهنگي شهميرزاد بايد اذعان نمود كه مردم اين منطقه از نظر فرهنگي به جهت ارتباط زياد با مردم مازندران در طول قرون مختلف , اشتراكات فراواني دارند و مردمي فعال , خونگرم , مهمان نواز , سخاوتمند , با استعداد و با وقار مي باشند و به محدوديت قانع نمي شوند به همين جهت براي براي پيشرفت به شهرهاي مازندران و تهران و حتي به خارج از كشور عزيمت نموده اند و در زمينه هاي علمي پيشرفت هاي شاياني داشته اند به طوري كه در مقايسه با جمعيت , بيشترين فارغ التحصيل را در كشور دارند و برجسته ترين متخصصين در رشته هاي پزشكي , مهندسي , ادبي , تاريخي و هنري در ميان مردم شهميرزاد ديده مي شوند و در كسب و تجارت نيز بسيار موفق بوده اندبه طوري كه قطب اقتصاد شهرهاي شمالي و تا حدودي تهران محسوب مي شوند و چنانچه امكانات كافي در اختيار شهميرزادي ها قرار گيرد و مراكز علمي و فرهنگي در اين منطقه خوش آب و هوا داير گردد نه تنها شهميرزادي ها استعداد شايان خود را نشان خواهند داد و ترقي خواهند كرد بلكه مردم ساير استانها نيز مي توانند از امكانات اين مركز بهرمند شوند .
مردم شهميرزاد ازنظر اعتقادي مذهبي شيعه دوازده امامي بوده و اكثرا داراي بينش مذهبي عمق نگر مي باشند و تعصبات اصولي و سنجيده دارند و با سعه صدر افكار مخالف را تحمل و با منطق با آنان برخورد مي كنن
نوشته شده در
1388/9/17توسط milad.a.sh
|
نظر دهيد
/blog_content?>

original name: Shahmīrzād
geographical location: Semnan, Iran, Asia
geographical coordinates: 35° 46' 3" North, 53° 19' 30" East
نوشته شده در
1388/9/17توسط milad.a.sh
|
نظر دهيد
/blog_content?>
http://www.indexmundi.com/z/?lat=35.7675&lon=53.325&t=p&r=57540&p=shahmirzad&cc=ir&c=iran
نوشته شده در
1388/9/17توسط milad.a.sh
|
نظر دهيد
/blog_content?>
09189640669
02323664142
دفتر روابط عمومی شهمیرزاد نیوز؛اولین سایت تخصصی خبری تبلیغاتی شهمیرزاد 02323666282
شهمیرزاد _خیابان امام_پاساژ قائم
نوشته شده در
1388/9/17توسط milad.a.sh
|
نظر دهيد
/blog_content?>
نوشته شده در
1388/9/17توسط milad.a.sh
|
نظر دهيد
/blog_content?>

ذبیحاللّه صفا (۱۶ اردیبهشت ۱۲۹۰ در شهمیرزاد، سمنان - ۱۹ اردیبهشت ۱۳۷۸ در لوبک، آلمان) از استادان ایرانی ادبیات فارسی بود. از تألیفات مشهور وی میتوان به «حماسهسرایی در ایران» و تاریخ ادبیات در ایران اشاره کرد.
آثار
ادبیات فارسی
حماسه سرایی در ایران (۱۳۲۴)
تاریخ تحول نظم و نثر پارسی (۱۳۳۱)
آئین سخن در معانی و بیان (۱۳۳۱)
تاریخ ادبیات در ایران (۱۳۳۲)
گنج سخن (۱۳۴۸)
تاریخ فارسی و تاریخ علوم و فنون
گاهشماری و جشنهای ملی ایرانیان (۷۶-۱۹۳۳ / ۵۵-۱۳۱۲)
دانشهای یونانی در شاهنشاهی ساسانی ((۱۹۵۲ / ۱۳۳۱)
مزدا پرستی در ایران قدیم (۱۹۵۷ / ۱۳۳۶)
تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی تا اواسط قرن پنجم (۱۳۳۱)
تاریخ علوم و ادبیات ایرانی
مقدمهای بر تصوف (۱۹۷۵ / ۱۳۵۴)
نظری به تاریخ حکمت و علوم در ایران (۱۹۷۶ / ۱۳۵۵)
آموزشگاهها و آموزشها در ایران (۱۹۷۵ / ۱۳۵۴)
متفرقه
دورنمای از فرهنگ ایرانی و عصر جهانی آن (۱۹۷۱ / ۱۳۵۰)
خلاصه تاریخ سیاسی و اجتماعی در ایران (۱۹۷۸ / ۱۳۵۷)
سیری در تاریخ زبانها و ادب ایران (۱۹۷۶ / ۱۳۵۵)
نیکی نامه (۱۹۷۱ / ۱۳۵۰)
آئینه شاهنشاهی ایران
شاهنشاه در تاریخ و ادب ایران
نوشته شده در
1388/9/17توسط milad.a.sh
|
نظر دهيد
/blog_content?>
همایش تجلیل از بانوان خیر مدرسه ساز در استان سمنان برگزار شد، در این همایش از بانوی خیر شهمیرزادی نیز تقدیر شد و جای خانم آذر کیانی بانوی خیری که اخیراً به این عرصه خدمت پا نهاده است خالی بود.
به سراغ حاجیه خانم مهری پاک رفتیم، خیری که شاید نامش بر جایی نیست اما هر گوشه و کناری از این شهر از فعالیت های دانشگاه، آموزش و پرورش گرفته تا تربیت بدنی، ازدواج و … از این بانوی خیر سخن به میان آورند
همسر مرحوم حاج بابا صادقی که خدمتش به آبادانی و عمران و فرهنگ شهر بر هیچکس پوشیده نیست. حاجیه خانم پاک در این گفتگوی چند ساعته هیچ از خود نگفت و ما به مختصری از سخنانشان اشاره می کنیم. بانوی خیر شهمیرزادی که ده ها لوح تقدیر از امام خمینی(ره)، مسئولان کشوری و لشگری دارد و بسیار دقیق و حساب شده عمل می کند.
دغدغه هاو مشکلات شهر را پیگیری می کند، پیگیری های این بانوی شهمیرزادی از تبدیل بسیاری از نهادها به مهمانسرا جلوگیری کرد. در ادامه فعالیتش با پیگیری کلینیک فیزیوتراپی شهمیرزاد از دست رفتن امکانات و دستگاه های موجود جلوگیری کرد و بانی احداث کلینیک فیزیوتراپی در پشت شهرداری سابق بود.
حاجیه خانم پاک تلاش بسیاری برای جلوگیری از تبدیل مهد کودک بهزیستی به مهمانسرا کرد، که هنوز هم به دنبال آن است و سالن اجتماعات کوثر و یک باب واحد تجاری را به نیت درآمد زایی برای مسجد مصلی احداث کرد و سه باب واحد تجاری دیگر را به همت دیگر خیرین به این امر اختصاص داد که یک باب آن توسط آقای بهروز یوسفی شهمیرزادی احداث گردیده و دو باب دیگر از آن هنوز…
ایشان بعد از درگذشت زنده یاد صادقی در ادامه راه همسر خوابگاه دختران دانشکده صادقیه را در خیابان بهشتی احداث و بنای خوابگاه پسران دانشکده نیز توسط ایشان در حال تکمیل است.
بیش از ۵ سال است که بعنوان عضو هیئت امناء موسسه خیریه امیرالمومنین شهمیرزاد منشاء خدمات خیر برای هموطنانمان بود و البته از نحوه توزیع کمک های خیران گله داشت و سازماندهی و شناسایی نیازمندان واقعی را مد نظر دارد.
حاجیه خانم پاک در هر نوع فعالیت مذهبی، فرهنگی و ورزشی در شهمیرزاد مشارکت داشته و بارها با دیدار با استاندار، مدیران کل و نمایندگان مجلس زبان گویای مشکلات مردم شهمیرزاد بود.
همانطور که گفته شد در این دیدار چند ساعته این بانوی خیر شهمیرزادی کمتر از خودش گفت و این مطالب حاصل دسترنج و کنکاش در گفته های حاجیه خانم پاک بود که یقیناً بسیاری از خدمات ارزنده ایشان معرفی نشد و در خور شخصیت این بانوی نیکوکار صحبت به میان نیامد
نوشته شده در
1388/9/17توسط milad.a.sh
|
نظر دهيد
/blog_content?>
“شاه بوف” یا جغد عقابی اوراسیایی ، بزرگترین گونه جغد ایران و جزو گونه های کمیاب و در حال انقراض حیات وحش ایران در شهر شهمیرزاد مشاهده شد .
کارشناس محیط طبیعی اداره کل حفاظت محیط زیست استان سمنان اظهار داشت: شاه بوف بزرگترین جغد در ایران است که ما هم اکنون تا مداوا و تغذیه در حال رسیدگی به این جغد هستیم .
فرامرز اسفندیاری افزود : این جغند توسط یک شهروند شهمیرزادی مشاهده و به اداره کل حفاظت محیط زیست استان سمنان تحویل شد که تا وصول سلامت کامل در این اداره کل نگهداری می شود .
وی با اشاره به وجود بانک ژنتیک در این اداره کل گفت : از پر و خون این جغد نمونه گیری می شود تا برای بانک ژنتیک ذخیره سازی شود .
کارشناس محیط طبیعی اداره کل حفاظت محیط زیست استان سمنان گفت: شاه بوف بزرگترین گونه جغد ایران است که بعد از اطمینان کامل از سلامت این جغد آن را در طبیعت رها خواهیم کرد .
و اما درباره ی شاه بوف …
شاه بوف با نام علمی Bubo bubo از شاخه مهره داران، رده پرندگان، راسته جغدسانان و خانواده جغدها می باشد. شاه بوف عمدتاٌ در آفریقای شمالی، اروپا، خاور میانه و آسیا یافت می شود. مناطقی که این گونه در آنها زندگی می کند، عبارتند از:
افغانستان، آلبانی، ارمنستان، اتریش، آذربایجان، بلاروس، بلژیک، بوسنی و هرزگوین، بلغارستان، چین، جمهوری چک، دانمارک، فنلاند، فرانسه، آلمان، یونان، هنگ کنگ، هند، ایران، عراق، اسرائیل، ایتالیا، ژاپن، قزاقستان، کره، قرقیزستان، لبنان، لیتوانی، لوگزامبورگ، یوگسلاوی، هلند، نروژ، پاکستان، مجارستان، پرتغال، روسیه، رومانی، اسلواکی، اسپانیا، سوئد، سوئیس، سوریه، تاجیکستان، ترکیه، اکراین، ازبکستان، یوگسلاوی، گرجستان، لهستان، انگلستان.
لازم به ذکر است نسل این گونه در بخش هایی از کشور ترکمنستان منقرض شده است.
این جغد در زیستگاههای متفاوتی شامل مناطق جنگلی، بیابان های گرم، کوهستان ها و کنار رودخانه ها قادر به زندگی است. همچنین ممکن است در زمین های باز که دارای درختان کمی هستند مانند علفزارها نیز دیده شوند. البته ترجیح می دهد به خصوص هنگام لانه سازی از مناطق صخره ای به عنوان زیستگاه استفاده کند. شاه بوف به دنبال زیستگاههایی با ذخیره غذایی کافی و مکان های مناسب برای لانه سازی است.
شاه بوف ها بزرگترین جغدها در جهان هستند. شاه بوف ها به واسطه بزرگی و چشمهای نارنجی رنگ به خوبی قابل شناسایی هستند.
شاه بوف ها عمر نسبتاٌ طولانی دارند. این گونه هیچ دشمن طبیعی واقعی ندارد. در طبیعت تقریباٌ ۲۰ سال و در اسارت حدود ۶۰ سال زندگی می کند.
شاه بوف به جز در زمان جفت گیری گونه ای منزوی است. آنها از قلمرو خود در مقابل سایر جغدها دفاع می کنند و تنها اگر با کمبود غذا مواجه شوند، قلمرو خود را با سایر جغدها شریک می شوند. شاه بوف ها ترجیح می دهند در قلمرو خود باقی بمانند مگر اینکه با کمبود غذا مواجه شوند و یا توسط سایر جغدها از قلمرو خود رانده شوند. با وجود اندازه بزرگش به خوبی می تواند بگریزد و همین مسئله موجب گردیده که مطالعه ویژگی ها و عادات آنها در زیستگاه طبیعی مشکل شود. شاه بوف ها بیشتر روز را به صورت غیر فعال روی درختان مرتفع سپری می کنند. آنها شب فعال هستند و هنگام غروب و در طی شب فعال می شوند. البته وقتی با کمبود غذا مواجه می شوند، هنگام روز نیز به شکار می پردازند.
شاه بوف ها گوشتخوار هستند. آنها شب شکار هستند و برای شکار از تکنیک های متفاوت استفاده می کنند. آنها صید خود را در هوا و یا روی زمین می گیرند. ترجیح می دهند در مکانهای باز و وسیع شکار کنند تا در جنگل. بیشتر جغدها شکارچیان قابلی هستند و شاه بوف نیز از این قاعده مستثنی نیست.
بالهای جغد هنگام پرواز صدای بسیار کمی تولید می کند. با داشتن بینایی شبانه خوب، شنوایی قوی و پرواز آرام و بی صدا صاحب قلمرو خود هستند. آنها تقریباٌ از هر چیزی که بدست می آورند، تغذیه می کنند مانند موش، ول، سوسک و حتی شکارهای بزرگ نظیر گوزن و روباه. همچنین از سایر پرندگان نظیر کلاغ، مرغابی و حتی سایر جغدها نیز تغذیه می کنند. شکار غالب معمولا از زیستگاهی به زیستگاه دیگر متفاوت است اما اغلب از جوندگان کوچک تغذیه می کنند.
شاه بوف ها بالاترین حلقه زنجیره غذایی در اکوسیستم هستند. شاه بوف ها در کنترل تعداد جوندگان در اکوسیستم های مختلف نقش اساسی دارند. حذف این گونه ها می تواند به طور قابل توجهی موجب افزایش جمعیت جوندگان شود.
نوشته شده در
1388/9/14توسط milad.a.sh
|
نظر دهيد
/blog_content?>
رویاهای من قریه ای است قدیمی
تو مشتی سایه ، اما صمیمی
قریه ی من به جای فولاد
چشمه رو می پرستید
قریه ی من ، خوب و صمیمی
دلچسب و زیبا ، شعری قدیمی
***
اما دستی زرد ، آمد ز دوزخ
آتش زد بر این قریه ی من
با مشتی فولاد ، چشمه رو دزدید
بردش به سایه ، دادش به خورشید
***
قریه ی من رویای من بود
اون چشمه ی خوب دنیای من بود
زنده یاد فریدون فروغی
نوشته شده در
1388/9/14توسط milad.a.sh
|
نظر دهيد
/blog_content?>

تِه دور بَگِردَم شامِرزا که هر جا تِه نوم رَ ویمَّه مِه دل تِوَّه پَر گیرِنَه
نوشته شده در
1388/9/14توسط milad.a.sh
|
نظر دهيد
/blog_content?>

اساسا یکی از نشونه های یک شهمیرزادی اصیل خوردن این گیاه جادوویی در فصل بهاره حتی اگه شده یه لقمه ! شهمیرزادی ها به خوبی این گیاه رو می شناسن و مهمتر اینکه از خواص دارویی و درمانی فوق العاده ی اون باخبرن . بنابر این در فصل بهار و اوایل اردیبهشت منتظر اون هستن .
نوشته شده در
1388/9/14توسط milad.a.sh
|
نظر (1)
/blog_content?>
شیر قلعه یا قلعه شیخ چشمه در 5 کیلومتری شمال شهر شهمیرزاد واقع شده است .ارتفاع کوهی که شیر قلعه در بالای آن قرار گرفته حدود 250 متر بلندتر از زمینهای اطراف است .در این ناحیه چشمه های متددی از جمله سر چشمه ( شیخ چشمه ) و هفت چشمه قرار دارد .این قلعه کوهستانی بر اساس مطالعات باستان شناسی دارای زیر ساخت دوره اشکانی و ساسانی می باشد . با این وجود شیر قلعه در دوران اسلامی نیز به عنوان یکی از پناهگاههای مستحکم اسپهبدان طبرستان و همچنین بر اساس اسناد و مدارک تاریخی مورد استفاده اسماعیلیان مطرح بوده است .
شیر قلعه مربوط به حکومت طبرستان می باشد که در دوره اشکانی در مناطقی از ایران حکومت داشتند و این قلعه را جهت حفاظت راه انشعابی از بزرگراه ابریشم، احداث کرده بودند و در قرن پنجم و ششم، اسماعیلی مذهبان که مرکز آنان قلعه الموت قزوین بود، از این قلعه استفاده نموده اند و به روایتی تونلی زیرزمینی از قلعه به چشمه قلعه ساخته بودند تا از آب چشمه استفاده نمایند و از گزند دشمنان در امان بمانند.
شیر قلعه که مصالح اصلی آن را سنگ و ساروج تشکیل می دهد دارای هفت برج دفاعی و تقویتی است . این برج ها دارای ابعاد منظمی نیستند و همچنین ارتفاع آنها به دلیل ناهمواری سطح کوه یکسان نیست .
ظاهرا در گذشته این قلعه نظامی دارای یک دروازه بوده که در ضلع جنوبی آن قرار داشته است .
دوگانگی ملات به کار رفته در معماری شیر قلعه و نیز ساخت و سازهای جدید بیانگر بازسازی و مرمت آن در دوران اسلامی می باشد .
آب مورد نیاز قلعه نشینان این گونه قلاع کوهستانی عموما به وسیله چشمه ها قناتها و باران و برف تامین می شده است . در خصوص شیر قلعه و بر اساس یک عقیده تاریخی ساکنان اولیه قلعه با احداث بنایی برج مانند در پای کوه مورد نظر و ایجاد پله های مارپیچی نظیر پله های مناره آب مورد نیاز را از چشمه پای کوه که ظاهرا خودجوش بوده است به داخل قلعه می رساندند. بقایای برج یاد شده نیز اکنون به خوبی قابل مشاهده است .
فضاهای داخلی شیر قلعه شهمیرزاد اکنون پس از گذشت قرنها در زیر خاک مدفون است لیکن دیوارها و برج و باروهای آن نسبتا سالم مانده است .
سنگهای مورد استفاده در بنای شیر قله از نوع سنگ های کوجک و بزرگ است . علاوه بر سنگ کاربرد ملات ساروج آهک خاکستر ماسه بادی گل نی و دانه های ریز سنگ ( گرد و سفید ) در بنای این قلعه سبب استحکام بی نظیر آن شده است .
شیر قلعه شهمیرزاد در کنار قلعه شیخی قلعه ساروی بزرگ قلعه ساروی کوچک و قلعه وهل به عنوان یکی از مهم ترین و جذابترین قلاع منطقه باستانی قومس مطرح می باشد و طبیعت زیبا و آب و هوای ییلاقی این ناحیه نیز بر جذابیت آن افزوده است .
نوشته شده در
1388/9/14توسط milad.a.sh
|
نظر دهيد
/blog_content?>
در سرزمين پهناور ايران با اقوام و مليتهاي گوناگون به خرده فرهنگ هايي برخورد مي كنيم كه جاي بسي تأمل دارد. يكي از عناصر مهم وحدت بخش فرهنگ ها در بين مردم زبان است كه در هر گوشه و كنار اين سرزمين پهناور ادبيات خاص خود را برخوردار است. گويش شهميرزادي در استان سمنان نيز يكي از آن نمونه ها به شمار مي رود.
در اين مختصر از ويژگي هاي صرفي و نحوي و ... اين گويش خودداري نموده و فقط به يك نمونه از توانائي هاي لفظي واژگان آن مي پردازيم: به عنوان مثال از ادغام دو يا سه حرف (ك،ل،ه) در گويش شهميرزادي چند معني ساخته مي شود كه در زير به آن اشاره مي گردد.
1 - كَلْ (كچل)
2 - كِلْ (پيمانه، كيل) يك كِلَ خوز
3 - كِلَه (جوب آب) كِلَه ر تميز هاكنم
4 - كَلَه (ديوار)
5 - كَلِه (اجاق) كَلِه ر روشن هاكون
6 - كُلْ (قد كوتاه)
7 - كُلْ دار (چفت مُو)
8 - كَل (نَر)
9 - كَلَّه (سر)
10 - كِل (شخم)
11 - كَل پِر (ناپدري)
نوشته شده در
1388/9/12توسط milad.a.sh
|
نظر دهيد
/blog_content?>
گردو یا جوز (دری: چهارمغز، انگلیسی: WALNUT ، نام علمی: Juglans regia) میوهای گرد با دو پوسته، یکی نرم و سبزرنگ که به تدریج خشک میشود و از بین میرود و دیگری سخت و چوبی است. مغز آن خوراکی است و روغن فراوان دارد.
درخت گردو
میوه نارس بر روی شاخه درخت گردو
درخت این میوه بسیار بلند است و چوب سخت آن از بهترین و معروفترین چوبها است. ارتفاع درخت گردو بین ۱۰ تا ۴۰ متر است.
درخت گردو بیشتر به روش پیوندزدن (پیوند اسکنهای. پیوند شکمی با T معکوس به دلیل وجود شیرابه) تکثیر میشود
گردو در ایران
بزرگترین باغ گردوی جهان (با تایید فائو) با مساحت حدود ۷۵۰ هکتار در شهمیرزاد در استان سمنان واقع است.
تویسرکان از عمدهترین مناطق تولید کننده گردو در ایران است. محصولات این شهرستان غالباً به خارج از کشور صادر میشود و از کیفیت بالایی برخوردار است
باغهای بزرگ گردو در کردستان منطقه اورامان و تیلکو در سقز فراوان هستند. دارای درختانی کهنسال و قدیمی سازگار به اب وهوای سردسیر است
اثرات درمانی
درمان ورم روده و معده:۱۵ تا ۲۰ گرم برگ گردو را به مدت ده دقیقه در یک لیتر آب جوش دم کنید، برای ورم معده و روده به به عنوان کرم کش ۳ فنجان در روز از این دم کرده را بنوشید.
درمان خستگی و ورم :دم کرده ۵۰ گرم برگ گردو در یک لیتر آب را در آب وان بریزید این حمام آرام بخش خستگی است و ورم را بر طرف میکند همچنین در مورد مداوای سرمازدگی و بیماریهای پوستی تجویز میشود.
درمان ورم لثه ولوزه :دم کرده فوق را به میزان حجمش با آب رقیق کنید و آنرا غرغره کنید تا ورم لثه و لوزه شما درمان شود.
درمان کم خونی :جوشانده برگ یا پوست سبزگردو برابر تجویز فوق، درمان کم خونی و ضعف است. ۲۰ تا ۳۰ گرم از پوست سبز گردو یا خشک آن را در یک لیتر آب به مدت یک ربع بجوشانید و صاف کنید و قبل از هر وعده غذا یک فنجان از آن را بنوشید. گردو درمان کننده بیماریهای ریوی است.
درمان دل پیچه:گردو مسکن دل پیچهاست.
تقویت و تحریک نیروی جنسی:اگر از گردو و عسل مربا درست کنید برای اشخاص لاغر وتقویت و تحریک نیروی جنسی مفید است. مربای گردو ملین بوده و آپاندیس را تقویت میکند.
درمان سنگ کلیه و کیسه صفرا:خوردن گردو از تشکیل سنگ کلیه و سنگ کیسه صفرا جلوگیری میکند.پوست درخت گردو و پوست سبز گردو قابض است. خوردن گردو برای تقویت جنسی مفید است. کسانیکه ناراحتی معده و کبد دارند نباید گردو بخورند. افراد چاق نیز باید از آن پرهیز کنند.
مقوی حواس و مغز:گردو را با انجیر و موز بخورید مقوی حواس و مغز است.
درمان لثه:اگر پوست تاز گردو را به دندان و لثه بمالید لثه و دندان را تقویت میکند. دم کرده برگ درخت گردو برای درمان ورم مفاصل مفید است. ۵۰ گرم برگ گردو را در یک لیتر آبجوش ریخته و بمدت چند دققیه بجوشانید این جوشانده برای شست و شوی زخمها و التیام آنها بسیار مفید است.
ترشحات زنانه:دم کرده برگ درخت گردو برای درمان ترشحات زنانه و بیماری سل مفید است. جوشانده برگ درخت گردو برای درمان کننده سر درد، سرمازدگی و بیماریهای پوستی است.اگر زن حامله روزی یک عدد گردو بخورد پس از زایمان پوست شکمش زیبایی خود را حفظ خواهد کرد. چون گردو دارای مس میباشد بنابراین به جذب آهن در بدن کمک میکند. به هیچ وجه نباید در خوردن گردو افراط و از پنج عدد در روز بیشترمصرف بشود زیرا برای سلامتی زیان آور است.
درمان زگیل:شیره قسمت سبز میوه را اگر چند بار روی زگیل بمالید آنرا از بین میبرد.قسمت سبز و تازه میوه گردو را اگر با آب بجوشانید و موهای خود را با آن رنگ کنید رنگ قهو های به مو میدهد.
نوشته شده در
1388/9/12توسط milad.a.sh
|
نظر دهيد
/blog_content?>
نشانی دفتر شرکت : شهمیرزاد ، خیابان امام ، کدپستی : ۴۶۵۶۶ – ۳۵۷۱۸
تلفن دفتر : ۳۶۶۲۵۴۴ ۰۲۳۲
فکس : ۳۶۶۴۹۰۳ ۰۲۳۲
تلفن مزرعه : ۳۶۶۴۹۰۲ ۰۲۳۲
وب سایت شرکت کشت و صنعت شهمیرزاد : www.shahmirzadagroind.com
آدرس پست الکترونیک : info @ shahmirzadagroind . com
نوشته شده در
1388/9/12توسط milad.a.sh
|
نظر دهيد
/blog_content?>

شرکت کشت و صنعت شهمیرزاد با عزم و اراده و مشارکت ۵۱۶ نفر از همشهریان محترم شهمیرزاد در سال ۱۳۶۷ به ثبت رسید . تا سال ۱۳۷۲ اقدامات اولیه اجاره عرصه از منابع طبیعی به مساحت ۶۸۰ هکتار و کشت درختان بادام و گردو انجام پذیرفت . و متعاقب آن با همکاری اداره کل کشاورزی استان سمنان ، سامانه آبیاری قطره ای در سطح کل مزرعه به اجرا رسید و در همان سال استخر منبع هوایی به ظرفیت حدود ۴۰۰۰ متر مکعب به منظور ذخیره سازی آب چشمه وره وار ، در بالاترین نقطه زمین بنا گذاشته شد .و همزمان عملیات اجرایی ساخت سد کوثر و لوله گذاری انتقال آب هفت چشمه ( شیخ چشمه سر ) از طریق نهر هرنه به مزرعه و ساخت سوله انجام پذیرفت .
با رشد درختان و کمبود مفرط آب و عدم کارایی لازم سد کوثر ، شرکت به مذاکره با وزارت محترم کشاورزی در خصوص چاره جویی مشکل سد کوثر پرداخت و در نهایت وزارت محترم جهاد کشاورزی نسبت به شفته کوبی سد مذکور در ۲ مرحله و با اعتبار دولتی به مبلغ مجموعا” ۶۰۰,۰۰۰,۰۰۰ ریال اقدام نمود و آبگیری سد حداکثر تا ارتفاع ۴ متر امکان پذیر شد و حتی این میزان هم پاسخگوی نیاز رو به تزاید درختان نبود . شرکت در سال ۱۳۸۰ و پس از چندین سال اجاره آب ذخیره شده در سد شهید همایون کیانی به رغم تنگناهای مالی اقدام به خریداری سد مذکور نمود و متعاقب آن طرح تعمیق و گسترش آن در دستور کار شرکت قرار گرفت .
در این راستا پس از ارائه طرح افزایش حجم و سطح سد مذکور به جهاد کشاورزی استان با مساعدت آن سازمان محترم ، طرح به مرحله اجرا رسید و در نتیجه ظرفیت آبگیری و ذخیره سازی سد شهید همایون کیانی که قبل از خرید به ۸۰,۰۰۰ متر مکعب هم نمی رسید به ۴۵۰,۰۰۰ متر مکعب افزایش یافت که در این رهگذر سازمان محترم جهاد کشاورزی از بودجه ملی مبلغی بیش از ۵/۵ میلیارد ریال هزینه نمود . در ادامه تلاشی هم در سال ۸۲ تا ۸۴ برای ایزوله نمودن سد کوثر با استفاده از ژئوممبران صورت گرفت . لیکن در آبان ماه ۸۴ به واسطه وقوع طوفان سهمگین در منطقه ، پروژه مذکور با وجود پیشرفت اجرایی بیش از ۹۵% متاسفانه ناکام ماند که در نهایت در سال ۸۶ با تلاش دوباره به سامان رسید و قادر شد بیش از ۷۰۰,۰۰۰ متر مکعب آب را در خود ذخیره سازد . از آنجا که درختکاری با فاصله مناسب در عرصه ۷۰۰ هکتاری شرکت بیش از ۱۰۰ هزار اصله ظرفیت خواهد داشت و این در حالی است که در حال حاضر تنها قریب به ۲۰ هزار درخت غرس شده است و از طرفی با درس از گذشته مصمم هستیم قبل از کاشت درخت در طرح افزایش تعداد اصله در هکتار ، نسبت به تامین منابع آب اطمینان حاصل نماییم لذا در حال ساخت مخازن سوم و چهارم می باشیم که عملیات اجرایی احداث مخزن شماره ۳ در حال اتمام و مخزن شماره ۴ در شرف آغاز عملیات خاکبرداری می باشد
نوشته شده در
1388/9/12توسط milad.a.sh
|
نظر دهيد
/blog_content?>

مَر یاد آنَه اون گُدِرا شوچِلِّه وُ شو تیرِما
پِروبَرار ، مار و نانا همه مَنیشتِنِه اِودا
کُرسیِ بون ، نَهلیِ سَر مار و دَتِر ، پِر و پَسِر
نانا وُ کُلِش و هَنِک اَمِو مُگوتِه آسِنِک
نوشته شده در
1388/9/11توسط milad.a.sh
|
نظر (1)
/blog_content?>